ثواب خواندن نماز اول وقت

 

نماز را در اول وقت آن بجا آورید تا مشمول آثار و ثواب آن شوید
نماز اول وقت از جمله اعمال مستحبی است که توصیه زیادی به آن شده است. به طوری که می توان سعادت دنیا و آخرت را در خواندن نماز اول وقت دانست. در این مقاله به روایت ها و نقل قول هایی در مورد فضائل و برکات نماز اول وقت پرداخته ایم.

احادیث ذکر شده از ائمه اطهار (ع) در خصوص نماز اول وقت:
1. یکی از اصحاب امام صادق (ع) به آن حضرت عرض کرد: یا ابا عبد اللَّه! مرا از بهترین وقت براى خواندن نماز صبح آگاه فرما. امام (ع) فرمود: هنگام طلوع فجر؛ زیرا خداوند مى‏فرماید: «به تحقیق که قرآن فجر مشهود است»؛ یعنى، نماز صبح را هم فرشتگان روز و هم فرشتگان شب مشاهده می­کنند. پس اگر بنده‏اى نماز صبح خود را به هنگام طلوع فجر بخواند، ثواب آن دو بار در نامه اعمال او نوشته مى‏شود، هم فرشتگان روز مى‏نویسند و هم فرشتگان شب.

2. حضرت موسى بن جعفر (ع): «[عطر] نمازهاى واجب که در اول وقت و با آداب و حدود مخصوص به خود خوانده مى‏شوند، از برگ­ها و ساقه‏هاى نو رسیده و شاداب و با طراوت آسخوشبوتر است. پس بر شما است که نماز [واجب] را در اول وقت آن بجاى آورید».

3. زُراره از امام باقر (ع) می پرسد: خداوند کار شما را به صلاح آورد، اداى نمازها در اول وقت آن بهتر است، یا در وسط وقت، یا در آخر وقت؟ امام (ع) فرمود: در اول وقت. رسول خدا (ص) فرمود: «خداوند عزّ و جلّ، کارهاى نیک را موقعى دوست دارد که در انجام آن تعجیل شود».

4. امام صادق (ع): «هر که نمازهاى واجب را در اول وقت بخواند و درست ادا کند، فرشته آن را پاک و درخشان به آسمان رساند و آن نماز فریاد زند خدا تو را حفظ کند چنانچه حفظم کردی و تو را به خدا سپارم چنانچه مرا به فرشته‏اى کریم سپردى و هر که بدون عذر بعد از وقتش، آن را بدون دقت و ارتباط معنوی لازم بخواند، فرشته آن را سیاه و تاریک بالا برد و آن نماز فریاد کشد خدا ضایعت کند چنانچه ضایعم کردى و رعایتت نکند چنانچه رعایتم نکردى…».

علمای بزرگ هم با توجه به این احادیث مردم را سفارش به انجام نماز در اول وقت نموده و آن را از اصول مهمّ سیر و سلوک و قُرب به سوی خدا و کمال انسانی دانسته اند.

نتیجه: بر اساس روایات از ائمه اطهار (ع) و سفارش علما پسندیده این است که انسان اگر عذر شرعی نداشته باشد، نماز را در اول وقت آن بجا آورد تا مشمول آثار و ثواب آن شود.

 

خواندن نماز اول وقت,برکات خواندن نماز اول وقت,ثواب خواندن نماز اول وقت
خواندن نماز اول وقت باعث برآورده شده حاجات میشود

 

برکات خواندن نماز اول وقت:

1- برآورده شدن خواسته ها:
امام حسن عسکری – علیه السلام – فرموده اند: «موسی بن عمران با خداوند سخن گفت و از پروردگار خویش پرسید: خدایا! پاداش کسی که نمازش را اول وقت می خواند چیست؟ خداوند تبارک و تعالی فرمود: خواهش و خواسته او را برآورده می کنم و بهشت را بر او مباح می گردانم.»

2- برطرف شدن گرفتاری و ناراحتی:
پیامبر اكرم(ص) فرمودند:”بنده ای نیست كه به وقت های نماز و جاهای خورشید اهمیت بدهد، مگر این كه من سه چیز را برای او ضمانت می كنم: برطرف شدن گرفتاری ها و ناراحتی ها، آسایش و خوشی به هنگام مردن و نجات از آتش.”

3 – ورود به بهشت و دوری از جهنم:
رسول الله – صلی الله علیه وآله – فرمود: «إِنَّ رَبَّکُمْ یَقُولُ هَذِهِ الصَّلَوَاتُ الْخَمْسُ الْمَفْرُوضَاتُ فَمَنْ صَلَّاهُنَّ لِوَقْتِهِنَّ وَ حَافَظَ عَلَیْهِنَّ لَقِیَنِی یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ لَهُ عِنْدِی عَهْدٌ أُدْخِلُهُ بِهِ الْجَنَّةَ وَ مَنْ لَمْ یُصَلِّهِنَّ لِوَقْتِهِنَّ وَ لَمْ یُحَافِظْ عَلَیْهِنَّ فَذَلِکَ إِلَیَّ إِنْ شِئْتُ عَذَّبْتُهُ وَ إِنْ شِئْتُ غَفَرْتُ لَه»[1]رسول خدا فرمود: خدای شما می فرماید: این نمازهای پنجگانه فریضه است، پس کسی که این نمازها را در وقتش به جا آورد و محافظت بر او نماید، روز قیامت مرا ملاقات خواهد کرد. و بر عهده من است که او را وارد بهشت کنم، و کسی که در وقتش نمازها را به جا نیاورد و محافظت بر او نکند، در این صورت بر من است که اگر بخواهم او را عذاب می کنم، و اگر بخواهم او را می بخشایم.»

4- دوری شیطان و تلقین شهادتین:
پیامبر اكرم(ص) فرمودند: “شیطان تا زمانی كه مؤمن بر نمازهای پنج گانه در وقت آن محافظت كند، پیوسته از او در هراس است؛ پس چون آنها را ضایع نمود بر وی جرأت پیدا كرده و او را در گناهان بزرگ می اندازد. امام صادق(ع) می فرمایند: “ملک الموت در هنگام مردن، شیطان را از محافظ بر نماز دور می كند و شهادت به یگانگی خدا و نبوت پیامبرش را در آن هنگامه بزرگ به او تلقین می نماید.” زیاد شدن عمر، مال و اولاد صالح در دنیا، در امان بودن از ترس و هول مرگ در موقع مردن، آسان شدن سؤال نكیر و منكر در قبر، توسعه یافتن قبر، نورانی شدن چهره، دادن نامه عمل به دست راست و آسان گرفتن حساب در محشر، رضایت خداوند، سلام دادن خدا به او و نگاه كردن از روی رحمت به او در هنگام عبور از صراط  و… از دیگر آثار و بركات نماز اول وقت است كه در روایات به آن اشاره شده است.

حجةالاسلام انصاری می گوید: امام(ره) در روزهای آخر عمرشان می خواستند بخوابند؛ به من فرمودند اگر خوابیدم، اول وقت نماز صدایم بزن، گفتم چشم. دیدم اول وقت شد و امام(ره) خوابیده اند، حیفم آمد صدایشان بزنم؛ عمل جراحی، سرم به دست، گفتم صدایشان نزنم بهتر است.

چنددقیقه ای از اذان گذشت و امام(ره) چشم هایشان را باز كردند، گفتند: وقت شده؟ گفتم: بله فرمودند: چرا صدایم نزدی؟ گفتم: ده دقیقه بیشتر از وقت نگذشته است. گفتند: مگر به شما نگفتم. سپس امام(ره) فرزند خود را صدا زدند و فرمودند: ناراحتم. از اول عمرم تا حالا نمازم را اول وقت خوانده ام، چرا الان باید ده دقیقه تأخیر بیفتد؟”.

5- خشنودی خداوند:
امام صادق(عليه السلام) در اين باره مي‌فرمايند: «الصلوةُ تستحبُّ في اَوَّلِ الأَوقاتِ»، خواندن نماز در اول وقت و در اولين فرصت، کاري مستحب و پاداش افزاست. (بحارالانوار، ج 80، ص 13) همچنين از آن حضرت نقل شده که نماز اول وقت، «خشنودي کردگار» را به همراه دارد.

6- در امان بودن از بلاهای آسمانی:
رسول الله – صلی الله علیه و آله – وعده داده: «إِذَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَاهَةً مِنَ السَّمَاءِ عُوفِیَ مِنْهَا حَمَلَةُ الْقُرْآنِ وَ رُعَاةُ الشَّمْسِ أَیِ الْحَافِظُونَ لِأَوْقَاتِ الصَّلَوَاتِ وَ عُمَّارُ الْمَسَاجِدِ» «هنگامی که خداوند سبحان، از آسمان آفت نازل کرد حاملین قرآن، رعایت کنندگان خورشید، یعنی کسانی که اوقات نماز را مراعات کنند، و مساجد را آباد می سازند از این آفت در امانند.»

يكى از كسانى كه حتما نماز خود را اول وقت مى خوانَد وجود نازنين امام زمان حضرت مهدى (عليه السلام ) روحى و ارواح العالمين لمقدمه الفداه مى باشد و غير ممكن است ايشان نماز خود را در غير وقت خودش ‍ اقامه نمايد. و بعد از آن حضرت، افراد صالح و بندگان مخلص خداوندند كه به انجام عبادت مبادرت مي ورزند. بعضى از محدثان بزرگوار نقل كرده اند كه: نماز اول وقت ، حتما بالا مى رود و اگر كسى نماز خود را در اول وقت بخواند ملائكه آسمان، نماز او را با نماز امام زمان (عليه السلام) و افراد صالح خداوند، بالا مى برند و از فضل وجود و كرم خداوند دور است نمازى كه با نماز امام زمان بالا رود و به آن توجه نكنند و آن را قبول ننمايند.

از مهم ترين عوامل بي توجهي به نماز و سستي در آن گناه است. حضرت حق ( جل و علا ) دستور فرمودند كه با شيطان طرح دوستي نريزيد و از دستورات او پيروي نكنيد؛ چرا كه مطيع شيطان، از خدا اطاعت نمي كند

قرآن مجيد، نماز اول وقت را يكى از صفات مۆمنان مى داند و مى فرمايد: مۆمنان كسانى هستند كه نمازهايشان را حفظ مى كنند. حفظ نماز به اين است كه نماز گزاران آن را از اول وقت به تأخير نيندازند. (بخشي از كتاب سجاده عشق اثر نعمت الله صالحي حاجي آبادي)

 

خواندن نماز اول وقت,برکات خواندن نماز اول وقت,ثواب خواندن نماز اول وقت
قرآن مجيد، نماز اول وقت را يكى از صفات مۆمنان مى داند

 

نماز اول وقت چه زمانی است:
نماز اول وقت یعنی چی؟ ایا مثلا یعنی همون لحظه یا 10 دقیقه اول یا نیم ساعت؟ آیا وقت فضیلت همون اول وقت حساب میشه.

آیت الله خامنه ای: منظور وقت فضیلت آن مى‌باشد.

آیت الله مکارم شیرازی: اول وقت یعنی از زمانی که اذان می گویند به مقداری که برای مستحبات و مقدمات نماز فرصت لازم است اما در مورد اوقات فضیلت بدانید مستحب است پنج نماز را در پنج وقت به جا آورد، یعنی هرکدام را در وقت فضیلت خود انجام دهد و تنها فاصله دادن به مقدار نافله یا تعقیبات کافی نیست، بلکه معیار همان وقت فضیلت است   .

آیت الله فاضل لنکرانی: اول وقت امر عرفی است و بعد از دخول وقت وشروع اذان اول وقت حساب می شود و بعد از اذان به مقداری که وضو بگیرد و شروع به نماز کند اول وقت است و هم چنین تا  20 دقیقه یا نیم ساعت مثلا عرفا اول وقت حساب می شود وهر مقداری که وقت اذان و اول داخل شدن وقت نماز نزدیک  تر باشد فضیلتش بیشتر است.

آیت الله سیستانی
وقت فضیلت نماز صبح: وقت فضیلت نماز صبح از اذان صبح تا بیست و یک دقیقه بعد از اذان صبح ادامه دارد.

وقت اختصاصی نماز ظهر: از اول اذان ظهر به مقدار یک نماز چهار رکعتی برای غیر مسافر و یک نماز دو رکعتی برای مسافر، وقت اختصاصی نماز ظهر می باشد. در این زمان خواندن نماز عصر جایز نیست.

وقت فضیلت نماز ظهر: وقت فضیلت نماز ظهر از اذان ظهر تا یک ساعت و چهل دقیقه بعد از اذان ظهر ادامه دارد.

وقت اختصاصی نماز عصر: در آخر وقت نماز عصر، نزدیک به مغرب، به مقدار خواندن یک نماز چهار رکعتی برای غیر مسافر و یک نماز دو رکعتی برای مسافر، وقت اخصاصی نماز عصر می باشد. در این زمان خواندن نماز ظهر جایز نیست.

وقت فضیلت نماز عصر: وقت فضیلت نماز عصر دو ساعت و پنجاه دقیقه بعد از اذان ظهر شروع می شود و تا چهل و دو دقیقه ادامه دارد.

وقت اختصاصی نماز مغرب: از اول وقت مغرب به مقدار خواندن یک نماز سه رکعتی، وقت اختصاصی نماز مغرب است. خواندن نماز عشاء در این زمان مخصوص جایز نیست.

وقت فضیلت نماز مغرب: وقت فضیلت نماز مغرب از اذان مغرب تا پنجاه و یک دقیقه ادامه دارد.

وقت اختصاصی نماز عشا: به اندازه خواندن یک نماز چهار رکعتی برای غیر مسافر و یک نماز دو رکعتی برای مسافر در آخر وقت نماز عشا(نصف شب)، وقت اختصاصی نماز عشا است.

وقت فضیلت نماز عشا: وقت فضیلت نماز عشا، پنجاه و یک دقیقه بعد از اذان مغرب شروع می شود و تا سه ساعت و ده دقیقه ادامه دارد.

 

خواندن نماز اول وقت,برکات خواندن نماز اول وقت,ثواب خواندن نماز اول وقتباور كردن اهميت نماز اول وقت خود زمينه ساز اراده و تصميم مي شود

چگونه خود را تشويق كنيم كه نماز اول وقت بخوانيم؟
به ترتيب سه امر مهم را در خود محقق سازيد:

 1- باور كردن اهميت نماز اول وقت: گاهي انسان به يك چيزي اعتقاد دارد اما باور و ايمان ندارد. مثلا” مي داند انسان مرده ترسي ندارد. اما باز هم مي ترسد. وجود اين ترس در انسان دليل است كه آن اعتقاد، تبديل به باور دل و ايمان قلبي نشده است.

 

چه بسا اعتقاد به اهميت نماز اول وقت باشد اما باور و ايمان به آن نباشد. براي به دست آوردن اين باور مي توان از اسباب باوربخش استفاده كرد. مثل مطالعه كردن كتاب هايي كه در موضوع نماز اول وقت نگاشته شده است كه اين مطالعه بايد پياپي و پيوسته باشد. سپس به فكر كردن و تفكر بپردازد كه با نخواندن نماز اول وقت مشمول چه زيان ها و سرزنش هايي مي شود و با خواندن آن مشمول چه سود ها و پاداش ها مي گردد. رواياتي كه در اين باب وارد شده است بسيار مفيد و باوربخش است به شرط اين كه مطالعه آنها استمرار داشته باشد و فكر كردن در آنها نيز هر روز باشد هر چند مختصر و كم . مثلا” به اين دو روايت دقت شود: عن الصادق (ع ) قال قال رسول الله (ص ): «ليس مني من استخف بالصلوه لايرد علي الحوض لا والله ; امام صادق (ع ) فرمود كه رسول اكرم (ص ) فرموده است : به خدا قسم از من نيست كسي كه نماز را سبك بشمارد و در حوض كوثر بر من وارد نمي شود» (سفينه البحار, شيخ عباس قمي , ماده صلاه).

تأخير انداختن نماز مصداق بارز سبك شمردن نماز است . عن النبي (ص ): «ما من عبد اهتم بمواقيت الصلوه و مواضع الشمس الا ضمنت له الروح عند الموت وانقطاع الهموم والاحزان والنجاه من النار; هيچ بنده اي نيست كه به وقت هاي نماز (اول وقت ) و حركت هاي خورشيد براي نماز  اهتمام ورزد مگر اين كه من سه چيز را برايش ضمانت مي كنم : 1- نشاطي آرامش بخش هنگام مردن 2- جدايي از ناراحتي ها و اندوه ها 3- نجات از آتش . در اين باب پيوسته بايد بخواند، بگويد، بشنود و بينديشد تا رفته رفته اعتقاد به باور بدل گردد».

 2- اراده و تصميم: باور كردن اهميت نماز اول وقت خود زمينه ساز اراده و تصميم مي شود اما با اراده و تصميم فاصله دارد زيرا ممكن است يك چيزي باور قلبي باشد ولي اراده و تصميم انسان به آن تعلق نگيرد. مثلا” مسلمان روزه دار تشنه باور قلبي دارد كه آب او را از تشنگي مي رهاند ولي هرگز آب نمي آشامد تا روزه اش باطل نشود، اينجا اراده و تصميم بر آشاميدن آب تعلق نگرفته گرچه باور قلبي هست كه آب رفع تشنگي مي كند. اگر كسي نسبت به اهميت نماز اول وقت باور قلبي پيدا كرد ممكن است به خاطر موانعي اراده و تصميمش به خواندن نماز اول وقت تعلق نگيرد, هر چند آن موانع، غيرموجه باشد, بنابراين بعد از باور قلبي بايد اراده و تصميم بگيرد و تمامي موانع خواندن نماز اول وقت را كنار بزند.

 3- مداومت تا سر حد ملكه شدن: پس از طي آن دو مرحله گذشته بايد در مقام عمل آن قدر نماز اول وقت خواندن را ادامه دهد تا عادت و ملكه گردد اين مداومت عملي در ابتداي كار, امري دشوار و سخت مي باشد ولي پس از گذشت يك سال يا دو سال و يا حتي كمتر از اين مدت، امري عادي و آسان مي گردد, (نگا: نماز اول وقت، محمد حسين رجايي خراساني).

البته بايد توجه داشته باشيد كه در رسيدن به اين هدف بايد سياست تدريج را پيش گيريد؛ يعني كسي كه عادت به خواندن نماز در اول وقت نداشته نبايد انتظار داشته باشد يك دفعه و در مدتي كوتاه بتواند به راحتي و سهولت در اول وقت نماز بخواند بلكه بايد در اين راه با آهستگي و تدريج پيش رود. يعني بايد سعي كند مثلا در طول يك هفته حداقل يك روز نمازش را در اول وقت بخواند و اين كار را يك ماه ادامه دهد و بعد اين يك روز را به دو روز تبديل كند و در اين راه استقامت و پايداري نمايد يعني هيچ كار غيرضروري و غير لازمي او را از نماز در اول وقت منصرف ننمايد و همين طور به تدريج بر تعداد روزهايي كه در آنها نماز اول وقت مي خواند بيفزايد تا تمام طول هفته اش را در بر بگيرد و همه نمازها را در اول وقتش بخواند.

نحوه خواندن نماز امام جواد (ع) برای رفع گرفتاری ها و برآورده شدن حاجات

نماز امام جواد (ع) یکی از نمازهای توصیه شده در کتب دینی برای برآورده شدن حاجات می باشد
نماز امام جواد برای برآورده شدن حاجات دنیوی
به جهت برآورده شدن امور دنیوی سفارش می نمودند به خواندن نماز امام جواد علیه السلام و می فرمودند: در نیت نماز بگویید نماز امام جواد علیه السلام می خوانم به این امید که ایشان جواب من را به خاطر بابایشان امام رضا علیه السلام بدهند. و غیر ممکن است که با خواندن این نماز حاجتی برآورده نگردد.

زمان خواندن نماز جواد الائمه (ع):
گرفتن حاجت از خداوند عالم و ائمه اطهار(ع) آداب و رسومی دارد كه انسان با رعايت آن‌ها زودتر به مقصود خود می‌رسد. گر چه آدمی در هر زمان و در هر مكانی خالق خویش را بخواند، می‌شنود، ولی خود خداوند متعال، برای رسيدن بندگان به خواسته خویش، راه‌ها و وسائلی را قرار داده است كه از طریق همين وسائل زودتر به مقصود خواهد رسید. برای گرفتن حاجت از ائمه اطهار (ع) راه‌هایی وجود دارد كه از طريق خود آن بزرگواران بیان شده است؛ یکی از راههای بسیار مجرب در برآورده شدن حاجات، خواندن نماز جواد الائمه در وقت گرفتاریها ست. خواندن نماز امام جواد زمان خاصی ندارد هر وقت بخواهید میتوانید بخوانید، اما بهتر است نیمه شب با اشک چشم خوانده شود.

طریقه خواندن نماز جواد الائمه (ع) برای شفای بیماران:
در روایات دینی آمده است که برای شفای هر مریضی دو رکعت نماز حاجت توسل به حضرت جواد الائمه (ع) خوانده شود و بعداً یکصد و چهل و شش مرتبه بگوید:
ما شاءَاللهُ لا حَوْلَ وَ لا قُوّهَ اِلاّ بِالله

چنانچه نماز امام جواد در ساعتی که منسوب به آ‌ن حضرت است خوانده شود، بسیار مفید و ساعت آن را از نماز عصر تا دو ساعت بعد از آن تشخیص داده‌اند که بسیار مورد استجابت است.

روش اول نحوه خواندن نماز جواد الائمه برای برآورده شدن حاجت:
نماز امام جواد (ع) دو رکعت است که در هر ركعت حمد يك مرتبه و توحيد هفتاد مرتبه خوانده میشود. سید بن طاووس در جمال الاسبوع برای هریک از ائمه علیهم السلام نمازی با دعا ذکر نمودهاست. دعای بعد از پایان نماز جواد الائمه به شرح زیر میباشد:

اللَّهُمَّ رَبَّ الْأَرْوَاحِ الْفَانِيَةِ وَ الْأَجْسَادِ الْبَالِيَةِ
اى خداى آفريننده روحهايى كه از جهان فانى رفته و بدنهاى كهنه پوسيده شده

أَسْأَلُكَ بِطَاعَةِ الْأَرْوَاحِ الرَّاجِعَةِ إِلَى أَجْسَادِهَا (أَحِبَّائِهَا)
درخواست مى‏ كنم به طاعت روحهايى كه به امر تو به بدن باز مى ‏گردند

وَ بِطَاعَةِ الْأَجْسَادِ الْمُلْتَئِمَةِ بِعُرُوقِهَا وَ بِكَلِمَتِكَ النَّافِذَةِ بَيْنَهُمْ‏
و به طاعت بدنهايى كه پس از تفرق با عروق و اعضاء همه ملتئم و مجموع مى‏گردند و به امر نافذ تو ميان آنها

وَ أَخْذِكَ الْحَقَّ مِنْهُمْ وَ الْخَلاَئِقُ بَيْنَ يَدَيْكَ يَنْتَظِرُونَ فَصْلَ قَضَائِكَ‏
و به آن حقى كه تو از همه باز خواهى گرفت در حالى كه خلايق در پيشگاه حضور تو منتظر حكم تو

وَ يَرْجُونَ رَحْمَتَكَ وَ يَخَافُونَ عِقَابَكَ‏
و اميدوار رحمت تو و ترسان از عقاب تواند

صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
درود فرست بر محمد و آل محمد

وَ اجْعَلِ النُّورَ فِي بَصَرِي وَ الْيَقِينَ فِي قَلْبِي‏
و نور در چشم من و يقين و ايمان در قلب من

وَ ذِكْرَكَ بِاللَّيْلِ وَ النَّهَارِ عَلَى لِسَانِي وَ عَمَلاً صَالِحاً فَارْزُقْنِي‏
و ذكر دائم خود را به شب و روز بر زبان من جارى كن و عمل صالح روزى من گردان

روش دوم نحوه خواندن نماز جواد الائمه برای برآورده شدن حاجات:
دو رکعت نماز حاجت و توسل به امام جواد (ع) می خوانیم. در رکعت اول سوره حمد و سوره قدر را می خوانیم و در رکعت دوم سوره حمد و سوره کوثر را میخوانیم. بعد در قنوت سه مرتبه آیه امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء را می خوانیم و بعد از اینکه سلام نماز را گفتیم به سجده می رویم و با تضرع 9 مرتبه می گوییم (یا جواد الائمه ادرکنی)

 

روايت شده: حضرت فاطمه عليها السّلام دو ركعت نماز میخواند كه جبرئيل به ايشان تعليم داده بود آن حضرت در ركعت اوّل پس از سوره » حمد «صدر مرتبه سوره «قدر» و در ركعت دوّم بعد از سوره «حمد» صد مرتبه سوره «توحيد» را قرائت میكردند، و چون سلام میدادند اين دعا را میخواند:

سُبْحَانَ ذِي الْعِزِّ الشَّامِخِ الْمُنِيفِ سُبْحَانَ ذِي الْجَلالِ الْبَاذِخِ الْعَظِيمِ سُبْحَانَ ذِي الْمُلْكِ الْفَاخِرِ الْقَدِيمِ سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْبَهْجَةَ وَ الْجَمَالَ سُبْحَانَ مَنْ تَرَدَّى بِالنُّورِ وَ الْوَقَارِ سُبْحَانَ مَنْ يَرَى أَثَرَ النَّمْلِ فِي الصَّفَا سُبْحَانَ مَنْ يَرَى وَقْعَ الطَّيْرِ فِي الْهَوَاءِ سُبْحَانَ مَنْ هُوَ هَكَذَا لا هَكَذَا غَيْرُهُ

پاك و منزّه است آن خدايى كه داراى شكوه افراشته و بلند است، پاك و منزّه است خدايى كه صاحب شوكت والا و بزرگ است، پاك و منزّه است خدايى كه دارنده فرمانروايى پر افتخار ديرينه است، پاك و منزّه است آن كه لباس خرّمی و زيبايى به بر دارد، پاك و منزّه است آن كه در پوششى از نور وقار است، پاك و منزّه است آن كه ردّپاى مورچه را بر سنگ سخت مى بيند، پاك و منزّه است آن كه خطّ سير پرنده را در هوا مى بيند، پاك و منزّه است آن كه او چنين است و جز او چنين نيست.

سيّد ابن طاووس فرموده: در روايت ديگرى وارد شده كه پس از اين نماز تسبيح مشهور حضرت زهرا عليها السّلام را كه بعد از هر نماز خوانده میشود بخوانند، و پس از آن صد مرتبه صلوات بر محمّد و خاندان او فرستند.

و شيخ د ركتاب «مصباح المتهجدّين» فرموده است: نماز حضرت فاطمه عليها السّلام دو ركعت است، در ركعت اوّل سوره «حمد» و صد مرتبه سوره «قدر» و در ركعت دوّم سوره «حمد» و صد مرتبه «توحيد» خوانده شود، و چون سلام داده شد تسبيح حضرت زهرا عليها السّلام را بخوانند، آنگاه دعاى «سبحان ذى العزّ الشامخ» را تا آخر قرائت كنند.

و شيخ فرموده: كسیكه اين نماز را بجاى آورد، چون از تسبيح فارغ شود زانوها و دستان خود را تا آرنج برهنه نمايد و همه مواضع سجود خود را بدون مانع و حايل به زمين بچسپاند و از خدا حاجت بخواهد، و به هر كيفيتى كه دوست دارد دعا كند، و در همان حال سجده بگويد:

يَا مَنْ لَيْسَ غَيْرَهُ رَبٌّ يُدْعَى يَا مَنْ لَيْسَ فَوْقَهُ إِلَهٌ يُخْشَى يَا مَنْ لَيْسَ دُونَهُ مَلِكٌ يُتَّقَى يَا مَنْ لَيْسَ لَهُ وَزِيرٌ يُؤْتَى يَا مَنْ لَيْسَ لَهُ حَاجِبٌ يُرْشَى يَا مَنْ لَيْسَ لَهُ بَوَّابٌ يُغْشَى يَا مَنْ لا يَزْدَادُ عَلَى كَثْرَةِ السُّؤَالِ إِلّا كَرَماً وَ جُوداً وَ عَلَى كَثْرَةِ الذُّنُوبِ إِلّا عَفْواً وَ صَفْحاً صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ افْعَلْ بِي كَذَا وَ كَذَا

اى آن كه جز او پروردگارى نيست كه خوانده شود، اى آن كه وراى او معبودى نيست كه او پروا شود! اى آن كه جز او فرمانروايى نيست كه از او پرهيز شود! اى آن كه او را وزيرى نيست كه به او روى آرند! اى آن كه او را نگهبانى نيست تا به او رشوه داده شود! اى آنكه او را دربانى نيست تا به وسيله او به درگاهش آيند! اى آن كه بر اثر بسيارى درخواست، جز كرم و جود، و بر اثر كثرت گناهان جز عفو، و گذشت نيفزايد، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و با من چنين و چنان كن.

و به جاى» كذا و كذا «حاجات خويش را از خدا بخواهد.

نماز ديگر از حضرت فاطمه عليها السّلام: شيخ طوسى و سيّد ابن طاووس از صفوان روايت كرده اند كه محمّد بن على حلبى روز جمعه، خدمت امام صادق عليه السّلام شرفياب شد و عرضه داشت: علاقمندم به من عملى بياموزى كه بهترين كارها در روز جمعه باشد حضرت فرمود: من كسى را كه براى رسول خدا عزيزتر از حضرت فاطمه باشد سراغ ندارم، و چيزى را برتر از آنچه پيامبر به فاطمه آموخت، نمیشناسم، پيامبر به دخترش فرمود: هركه صبح جمعه را دريابد، غسل كند و قدمهايش را بگسترد و چهار ركعت نماز) دو نماز دو ركعتى (بگذارد.

در ركعت اوّل پس از سوره «حمد» پنجاه مرتبه سوره «توحيد» و در ركعت دوم، پس از سوره «حمد» پنجاه مرتبه سوره «و العاديات» و در ركعت سوّم پس از «حمد» پنجاه مرتبه سوره
«اذا زلزلت»

و در ركعت چهارم پس از سوره «حمد» پنجاه مرتبه سوره
«اذا جاء نصر اللّه.
.
.
»
كه مراد از اين سوره سوره مباركه نصر است يعنى آخرين سوره اى كه نازل شده است.و چون از نماز فارغ شوند، اين دعا را بخوانند:

إِلَهِي وَ سَيِّدِي مَنْ تَهَيَّأَ أَوْ تَعَبَّى أَوْ أَعَدَّ أَوِ اسْتَعَدَّ لِوِفَادَةِ مَخْلُوقٍ رَجَاءَ رِفْدِهِ وَ فَوَائِدِهِ وَ نَائِلِهِ وَ فَوَاضِلِهِ وَ جَوَائِزِهِ فَإِلَيْكَ يَا إِلَهِي كَانَتْ تَهْيِئَتِي وَ تَعْبِئَتِي وَ إِعْدَادِي وَ اسْتِعْدَادِي رَجَاءَ فَوَائِدِكَ وَ مَعْرُوفِكَ وَ نَائِلِكَ وَ جَوَائِزِكَ فَلا تُخَيِّبْنِي مِنْ ذَلِكَ يَا مَنْ لا تَخِيبُ عَلَيْهِ مَسْأَلَةُ السَّائِلِ وَ لا تَنْقُصُهُ عَطِيَّةُ نَائِلٍ فَإِنِّي لَمْ آتِكَ بِعَمَلٍ صَالِحٍ قَدَّمْتُهُ وَ لا شَفَاعَةِ مَخْلُوقٍ رَجَوْتُهُ أَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ بِشَفَاعَتِهِ إِلا مُحَمَّدا وَ أَهْلَ بَيْتِهِ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمْ،

اى معبود و سرور من! اگر ديگران به اميد رسيدن به عطا و مواهب وجود و بخشش ها و هدايا آماده و مهيّا و مجّهز و مستعد ورود بر آفريده اى چون خو شده اند، پس خدايا! پس خدايا! آمادگى و مجهّز بودن و مهيّا بودن و استعداد من به اميد دستيابى به بهره ها و نيكى و عطايا و هدايا تو تنها به سوى توست، پس مرا از اين همه نااميد مساز، اى آن كه خواهش هيچ نيازمندى از او بى ثمر نماند، و بخشش بخشنده اى از او نكاهد! من با كردار شايسته اى كه پيش فرستاده باشم به پيشگاه تو نيامده ام، و با يارى آفريده اى كه به او اميد بسته باشم و با آن به تو تقرب جويم، به درگاهت بار نيافتم جز به اميد شفاعت محمّد و خاندان او كه درود تو بر او و بر ايشان باد،

أَتَيْتُكَ أَرْجُو عَظِيمَ عَفْوِكَ الَّذِي عُدْتَ بِهِ عَلَى الْخَطَّائِينَ عِنْدَ عُكُوفِهِمْ عَلَى الْمَحَارِمِ فَلَمْ يَمْنَعْكَ طُولُ عُكُوفِهِمْ عَلَى الْمَحَارِمِ أَنْ جُدْتَ عَلَيْهِمْ بِالْمَغْفِرَةِ وَ أَنْتَ سَيِّدِي الْعَوَّادُ بِالنَّعْمَاءِ وَ أَنَا الْعَوَّادُ بِالْخَطَاءِ أَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ أَنْ تَغْفِرَ لِي ذَنْبِيَ الْعَظِيمَ فَإِنَّهُ لا يَغْفِرُ الْعَظِيمَ إِلا الْعَظِيمُ يَا عَظِيمُ يَا عَظِيمُ يَا عَظِيمُ يَا عَظِيمُ يَا عَظِيمُ يَا عَظِيمُ يَا عَظِيمُ

در حالى به نزد تو آمدم كه گذشت كريمانه ات را اميد دارم، گذشتى كه به آن بر خطاكاران در حال پافشارى بر گناهان است، پس مداومت آنان بر كارهاى حرام تو را از اينكه آمرزشت را بر آنان ارزانى دارى باز نداشت، و تو اى سرور من! بسيار بر نعمت بخشى بازگردى و من بر خطا كارى، به حق محمّد و خاندان پاكش از تو میخواهم، كه گناه بزرگ ام را بيامرزى، زيرا گناه بزرگ را جز آمرزگار بزرگ نيامرزد؛اى بزرگ! اى بزرگ! اى بزرگ اى بزرگ اى بزرگ! اى بزرگ!

فضیلت و احکام روزه‌ی شش روز از ماه شوال

 

روزه شش روز شوال,شش روزه شوال,اعمال ماه شوالمنزلت و فضیلت روزه ی شوال

 

حضرت محمد(ص) مسلمانان را به روزه گرفتن شش روز از ماه شوال، تشويق نموده است. در ادامه به فضائل و همچنین شرایط روزه شش روز ماه شوال پرداخته‌ایم.

روايت است که رسول الله (صلی الله عليه و آله) فرموده است:

«من صام رمضان ثم أتبعه ستا من شوال كان كصيام الدهر»

هرکه ماه رمضان را روزه بگيرد، سپس در پي آن شش روز از ماه شوال را روزه بگيرد؛ اجرش همچون روزه گرفتن در تمام دهر (زمانه) می‌باشد.

 

مراد از دهر (زمانه) دراين حديث سال ميباشد به اين معني که تمام سال را روزه گرفته باشد. پس اگر کسى بطور دوامدار هر سال همين شش روز را روزه بگيرد به اين معناست که تمام زمانه و يا عمرش را روزه گرفته است.

 

و همچنین روايت کرده‌اند که رسول الله (صلی الله عليه و آله) فرمود:

«جعل الله الحسنة بعشر أمالها فشهر بعشرة أشهر وصيام ستة أيام بعد الفطر تمام السنة»

خدای متعال يک حسنه را به ده برابر گردانيده است، بناءً يک ماه (ماه رمضان) برابر به ده ماه بوده، وشش روز بعد از فطر را روزه گرفتن يک سال را پُره مي‌سازد.

 

و در لفظی چنين آمده است:

«صيام شهر رمضان بعشرة أشهر، وصيام ستة أيام بشهرين فذلك صيام السنة»

روزه داشتن ماه رمضان برابر به ده ماه بوده، وروزه داشتن شش روز برابر به دو ماه مي‌باشد، اينست روزه گرفتن همۀ سال.

صحيح الترغيب والترهيب 

 

فضيلت روزه گرفتن شش روز ازشوال:

1- چنانچه گذشت او روزۀ يک ساله را تمام مي‌سازد.

2- نشانۀ محبت و رغبت در طاعت است، چون انسان مسلمان بعد از آنکه يک ماه رمضان را روزه گرفت؛ آنچه بر او فرض بود ادا شد و از عهدۀ او بيرون شد، باز هم او بالاي آن شش روز ديگر را به اختيار و رغبت خود بخاطر رضاي الله و بدست آوردن اجر و ثواب؛ روزه مي گيرد.

3- روزه گرفتن شش روز از شوال مانند سنن رواتب نمازها است، که کمبودي فرض را پُره مي‌سازد، و همه مي‌دانيم که در روزۀ ما در ماه رمضان حتمًا چيزي از کوتاهي و خلل وارد شده است که نياز به تکميل کردن دارد.

4- نشانۀ قبوليت و پذيرفتن روزۀ ماه رمضان است، چون يکي از نشانه‌هاي قبول آن است که در پي طاعت، طاعت ديگري انجام دهد.

5- يک نوع شکر و سپاسگزاري است آن ذات بلند و والا را که بندۀ خود را کمک وياري بخشيد تا اينکه يک ماه رمضان را کاملاً روزه گرفت، واگر لطف و مهرباني اوتعالي نمي‌بود، هرگز اين بندۀ ضعيف و بيچاره نمي‌توانست که يک روز را روزه بگيرد، چه رسد که يک ماه را روزه بگيرد.

 

سوال‌های رایج درباره‌ی روزه شش روز در ماه شوال

– اين شش روز از چه وقت آغاز گرديده و چه وقت به پايان مي‌رسد؟

اين شش روز از روز دوم شوال آغاز گرديده و تا آخرين روز شوال دوام دارد. چون روز اول شوال عيد فطر است که آن روز را روزه گرفتن جايز نيست، و در حديث ثوبان آمده است که «وصيام ستة أيام بعد الفطر».

 

– آیا باید روزه شش شوال به صورت پی در پی گرفته شود یا به صورت پراکنده امکان پذیر است؟

روزه شش روز از ماه شوال سنت ثابتی از پیامبر صلی الله علیه وسلم است و هر شخصی می تواند آن را به صورت پراکنده یا متوالی بگیرد زیرا رسول خدا (ص) روزه این روزها را ذکر کرد اما پراکنده یا متوالی بودن آن را ذکر نکرد. مقصود آنست که از ماه شوال شش روز را روزه گرفته شود، برابر است که از اول ماه باشد يا از ميان و يا از آخر آن، چه پياپي باشد و چه جدا جدا، به اينگونه که يک روز روزه بگيرد و يک روز بخورد، يا اينکه دو و يا سه روز روزه بگيرد باز چند روز بخورد باز باقي ايام آن شش روز را روزه بگيرد. مهم آنست که شش روز را پُره کند.

 

– آیا جایز است قبل از اینکه قضای رمضان گرفته شود فرد ابتدا شش روز از شوال را روزه بگیرد؟

اگر فرد اجر وارد شده در حدیث پیامبر را می‌خواهد باید ابتدا روزهایی را که از رمضان روزه نگرفته قضا کند سپس شش روز از شوال را روزه بگیرد تا حدیث پیامبر صلی الله علیه و سلم بر او منطبق شود و پاداش نصیبش شود.

شیخ محمد صالح المنجد

 

– آیا جایز است که روزه شش روز از شوال به همان نیت قضای رمضان گرفته شود؟

جایز نیست- زیرا روزه شوال مرتبط با رمضان است و شش روز روزه شوال گرفته نمی‌شود مگر بعد از قضای روزه‌های رمضان و اگر روزه شش شوال قبل از قضای رمضان گرفته شود اجر وارد شده در حدیث پیامبر نصیب شخص نمی‌شود.

 

حکم شرعی خرید و فروش مو

خرید مو,فروش مو,حکم شرعی خرید و فروش مواحکام شرعی خرید و فروش موی طبیعی

 

بازار مو این روزها بازار پررونق و شلوغی است، بازاری که با رواج اکستنشن (افزودن طول و حجم مو) در سالهای اخیر داغ تر از همیشه شده است؛ آنقدر که پای آگهی های خرید و فروش مو از مغازه ها و آرایشگاه های کوچک و بزرگ سطح شهر به دنیای مجازی هم کشیده شده باشد و با یک جستجوی کوتاه در اینترنت بتوان به افرادی رسید که یا مو می خرند یا می فروشند! خیلی از افراد در خصوص حکم خرید و فروش مو سوال پرسیده اند در مقاله زیر نظر مراجع تقلید در مورد خرید و فروش مو را گردآوری نموده ایم.

 آیا خرید و فروش موی سر، اشکال دارد؟

مقام معظم رهبری:

فی نفسه اشکال ندارد. [1]

آیت الله مکارم:

خرید و فروش مو اشکالی ندارد. [2]

آیت الله سیستانی:

خرید و فروش به خودی خود اشکال ندارد. [3]

آیت الله شبیری زنجانی:

اشکالی ندارد. [4]

آیت الله وحید:

خیر، اشکال ندارد. [5]

آیت الله فاضل:

اگر موی سر منفعت حلال و عقلائی داشته باشد، خرید و فروش موی زنانه به قصد استفاده مشروع و حلال در صورتی که ایجاد مفسده نکند، اشکال ندارد. [6]

حکم شرعی دریافت و پرداخت پورسانت (کمیسیون)

 

حکم شرعی پورسانت,حکم شرعی کمیسیون,پورسانتپورسانت و حکم شرعی آن

 

پورسانت از یک طرف می‌تواند یک حق کمیسیونی باشد که در قالب پرداخت میزان مشخص از مبلغ معامله نمایان می‌شود. از طرف دیگر این لغت در معنای مبالغی نیز به کار می‌رود که مستخدمان دولتی به صورت پنهانی و غیرقانونی در هنگام انجام معاملات دولتی به نفع خود دریافت می‌کنند.

پورسانت چیست؟

لغت پورسانت از زبان فرانسه گرفته شده است. در کشور ما برای آن کلمه «درصدانه» در نظر گرفته شده است. درصدانه در واقع درصدی از مال محسوب می‌شود. پورسانت از یک طرف می‌تواند یک حق کمیسیونی باشد که در قالب پرداخت میزان مشخص از مبلغ معامله نمایان می‌شود.

 

از طرف دیگر این لغت در معنای مبالغی نیز به کار می‌رود که مستخدمان دولتی به صورت پنهانی و غیرقانونی در هنگام انجام معاملات دولتی به نفع خود دریافت می‌کنند. پورسانت به صورت‌های مختلفی نظیر حق کمیسیون، هدیه یا پاداش پرداخت می‌شود.

 

سوال: کسب درآمد از طریق بازاریابی شبکه ای چه حکمی دارد؟ آیا پورسانتی که گرفته می شود، حلال است؟

 

پاسخ: اگر در بازاریابی شبکه ای سود در مقابل معرفی مشتری و خریدار واقعی و یا بازاریاب دیگر داده شود، اشکال شرعی ندارد، البته چنین فعالیتهایی بنا بر احتیاط نباید بر خلاف قانون باشد؛ اخذ پورسانت برای کار حلال اگر خلاف مقررات نباشد، اشکال ندارد.

استفتائات آیت الله شبیری زنجانی

 

سوال: آيا پورسانت حلال است؟

 

پاسخ: فى نفسه اشكال ندارد ولى اگر كارمند دولت باشد و قانون أن را منع كند جايز نيست.

استفتائات آیت الله سیستانی

 

سوال: آیا پرداخت پورسانت به همکاران در مشاغل وابسته (به طور مثال: پرداخت پوسانت لوازم فروش به تعمیر کار) برای معرفی مشتری اشکالی دارد؟

 

پاسخ: اين كار شما در صورتى صحيح است كه فروشنده مقدارى از منافع عادى خود را به واسطه واگذار كند بى آن كه چيزى بر مبلغ جنس بيفزايد، مثلا جنس را معمولا با ده درصد مى فروشند ولى در اين مورد قسمتى از ده درصد منافع را به واسطه واگذار مى كنند و امّا تنظيم فاكتور دروغين بااضافه بر مبلغ، حرام است و خداوند رازق است.

استفتائات آیت الله مکارم شیرازی

 

سوال: شخصی پول را که همان اجرت کار است و بیشتر نیست را در قبال انجام کاری از صاحب کار دریافت می کند ولی به صاحب کار اعلام می کند که من این کار را انجام نمی دهم و انجام آن را به دیگری محول می کنم و صاحب کار نیز این را قبول کند حال سوال این است که اگر از کل مبلغ دریافتی مقداری را برای خود برداشته و مقدار باقی مانده را به عامل پرداخت کند و عامل نیز راضی شود و با همان کیفیت کار را انجام دهد حکم مبلغی که واسطه برای خود برداشته چیست؟ در صورتی که عامل به واسطه بگوید که بخاطر شما با مبلغ کمتر یا بدون دریافت دستمزد حاضرم کارتان را انجام دهم باز هم اشکال دارد؟

 

پاسخ: درصورتی که خودش هیچ کاری روی آن انجام نداده باشد گرفتن این پول اشكال دارد مگر این که کسی که عامل بوده به واسطه بگوید حق من بیشتر از این مبلغ می باشد که به من پرداخت کرده اید و من آن مقدار را به شما هدیه کردم در این صورت دریافت ما به التفاوت توسط واسطه مانعی ندارد.

آیا امتحان الهی فقط مخصوص بعضی افراد است؟

امتحان الهی,امتحان الهی برای پیامبران,آزمایش الهی

امتحان یک سنّت الهی است

 

امتحان همه به یک نحو نیست. یکی به فقر امتحان می‌شود و دیگری به غنا، یکی به مصیبت امتحان می‌شود و دیگری به وفور نعمت، یکی با عافیت و دیگری به امراض و یکی به علم و موفقیت‌های علمی و دیگری به توفیق عبادت و ریاضت!

آزمایش و امتحان الهی

حکمت مشکلات طبیعی در زندگی
انسان طبیعتاً به گونه‌ای است که اگر به خود وانهاده شود و هیچ مشکل و سختی خاصی نداشته باشد، به خود مغرور شده و به تکبر و استکبار کشیده شده، از عواقب سوء عملکرد خود و پیشامدهای بعدی غافل می‌شود.

برای پیشگیری از این معضل، حکمت الهی اقتضا نموده که زندگی دنیوی انسان محفوف به ضعف‌ها و گرفتاری‌ها و مشکلاتی طبیعی، یا خود ساخته انسان باشد، از این رو حوادثی؛ چون بیماری‌ها، مرگ و معلولیت‌ها، فقر و غنا، سیل و زلزله و طوفان و آتش فشان، حشرات موذی و حیوانات درنده و… را بر جسم انسان محیط نموده و نفس او را با عقل و شهوت، هادیان الهی از یکسو، و شیطان و خناسان انسی از سوی دیگر، و محدودیت در دنیا و لزوم علم و ایمان به غیب درگیر نموده است.

 

آیا امتحان الهی فقط مخصوص بعضی افراد است؟
امتحان یک سنّت الهی است که در تمام امت های پیشین جاری بوده است و حتّی شامل انبیاء بزرگ الهی نیز شده است. آنها نیز با شدیدترین و سخت ترین آزمایش ها روبرو بوده اند. امتحان و آزمایش الهی از سنّت های دائمی پروردگار برای همه انسان هاست.

 

آزمون های الهی جنبه پرورشی دارد؛ یعنی همان گونه که «طلا» را به بوته می برند تا زیر فشار آتش ناخالصی هایش بسوزد و خالص گردد یا سربازان را با کارها و اعمال سنگین و خشن تمرین مقاومت و پایداری می دهند تا سطح کارآئی آنها را از این طریق بالا برند، آزمون های الهی درست به همین صورت است. انسان ها را مقاوم تر، آگاه تر و خالص تر می سازد و در یک کلمه آزمون های الهی وسیله تکامل و پرورش روح و جسم انسان است.(1)

علاوه بر شکوفایی استعداد نهفته در وجود بندگان، هدف دیگر آزمون های الهی سنجش میزان صداقت آنهاست. خداوند در اولین آیه سوره عنکبوت می فرماید: (آیا مردم گمان می کنند بدون امتحان رها می شوند، نه هرگز بلکه همگی باید امتحان دهند)؛ «اَ حَسِبَ النَّاسُ اَنْ یُتْرَکُوا اَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ» و در دومین آیه سوره انسان می فرماید: (ما انسان را از نطفه مختلطی آفریدیم، و او را می آزماییم)؛ «اِنَّا خَلَقْنَا الْانسَانَ مِن نُّطْفَهٍ اَمْشَاجٍ نَّبْتَلِیهِ». همان طور که دیدیم در این دو آیه دو واژه «الناس» و «الانسان» شامل تمام انسان ها می گردد و از آن عمومیّت فهمیده می شود و امتحان را مختص گروهی خاص نمی داند.

علاوه بر این آیات، روایاتی که در موضوع آزمایش مردم آمده است بیانگر عمومیّت این سنّت الهی است. از جمله امام صادق(علیه السلام) می فرماید: «لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ اَنْ یُمَحَّصُوا وَ یُمَیَّزُوا وَ یُغَرْبَلُوا»(2)؛ (باید مردم آزمایش شوند و از یکدیگر امتیاز یابند و غربال شوند).

در روایتی دیگری، ابو بصیر می گوید: از امام محمد باقر(علیه السّلام) شنیدم که می فرمود: «وَ اللَّهِ لَتُمَیَّزُنَّ وَ اللَّهِ لَتُمَحَّصُنَّ وَ اللَّهِ لَتُغَرْبَلُنَّ کَمَا یُغَرْبَلُ الزُّوَانُ مِنَ الْقَمْحِ»(3)؛ (به خداقسم تمیز داده می شوید و آزمایش خواهید شد؛ به خداقسم غربال می شوید، چنان که دانه تلخ با غربال از گندم جدا می شود).

امتحان الهی، سنّتی است که در تمام امّت های پیشین جاری بوده است. سومین آیه سوره عنکبوت به همین حقیقت اشاره دارد که: «وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ»؛ (ما کسانی را که قبل از آنها بودند آزمایش کردیم).

آزمون الهی آن قدر وسیع و گسترده است که حتّی انبیاء الهی نیز با آن روبرو بوده اند. قرآن نمونه هایی از امتحانات پیامبران را نیز بازگو کرده است، آنجا که در آیه124سوره بقره می خوانیم: «وَ اِذِ ابْتَلی اِبْراهِیمَ رَبُّهُ»؛ (خداوند ابراهیم را امتحان کرد). در جایی دیگر در آیه40 سوره نمل آمده است: (هنگامی که یکی از پیروان سلیمان تخت بلقیس را در کمتر از یک چشم به هم زدن از راه دور برای او حاضر کرد، سلیمان گفت: این لطف خدااست برای اینکه مرا امتحان کند آیا شکرگزاری می کنم یا کفران؟)؛ «فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قالَ هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنِی اَ اَشْکُرُ اَمْ اَکْفُرُ».

آزمونی که برای یک انسان پیش می آید در عین حال آزمونی است برای دوستان و اطرافیان او، تا میزان صداقت و دوستی آنها محک زده شود که تا چه حد وفادار اند. باید چنین باشد، چرا که در مقام ادّعا هر کس می تواند خود را برترین مومن، بالاترین مجاهد، و فداکارترین انسان معرفی کند، باید وزن و قیمت و ارزش این ادعاها از طریق آزمون روشن شود، باید معلوم گردد تا چه اندازه نیات درونی و آمادگی های روحی با این گفته ها هماهنگ یا ناهماهنگ است؟(4) و دوستان خدا کسانی نیستند که تنها به هنگام روی آوردن نعمت به یاد او باشند، دوستان واقعی کسانی هستند که در «سراء» و «ضراء» در بلا و نعمت، در بیماری و عافیت، و در فقر و غنا به یاد او باشند، و دگرگونی های زندگی مادی ایمان و افکار آنها را دگرگون نسازد.

 

نتیجه بلایای انبیاء و اولیاءالله
۱. تقویت اراده و نفوس ایشان و گسترش سعه وجودی آنها و تقویت ولایت تکوینی ایشان.
۲. ارتقای درجات ایشان در منازل آخرت.
۳. تنفر هر چه بیشتر ایشان از دنیا و تبعات آن و رغبت بیشتر آنها به آخرت و آنچه نزد خداوند برای ایشان مهیا می‌گردد.
۴. تکثیر در تضرع و الحاح و التجا به حق و یاد خدا و کسب زاد و توشه بیشتر برای آخرت.

 

انواع امتحانات الهی
امتحان همه به یک نحو نیست. یکی به فقر امتحان می‌شود و دیگری به غنا، یکی به مصیبت امتحان می‌شود و دیگری به وفور نعمت، یکی با عافیت و دیگری به امراض و یکی به علم و موفقیت‌های علمی و دیگری به توفیق عبادت و ریاضت! و ممکن است یک انسان گاهی به این آزموده شود و گاه به آن، و این بستگی به این دارد که خود را مهیای کدام آزمون کرده باشد.

البته این آمادگی نتیجه سوابق عملکرد او است. چه بسا خود نیز به آن آگاه نباشد. ابتلائاتی که ذکر آنها گذشت فراگیرند و هر انسانی به نوعی با آن درگیر است و گریزی از آن ندارد. [5] [6] [7]

 

لکن برخی ابتلائات در پی تخلفات انسان و سرپیچی او از فرامین الهی پیش می‌آید، تا او را تنبیه نموده و متوجه خطای خود نماید. این گونه ابتلائات تنها برای غیر معصومین‌ مورد پیدا می‌کند؛ زیرا آنان از هرگونه عصیان منزه‌اند، لذا آمرزش گناهان ایشان به واسطه این ابتلائات معنا ندارد.

 

عزرائیل چطور جان انسان را میگیرد؟

عزرائیل چطور جان انسان را میگیرد,لحظه مرگ,قبض روحاينكه در لحظه مرگ حضرت عزرائيل حاضر می‏شود، امر مسلمى نيست

آيا به هنگام جان سپردن عزرائيل انسان را به يك باره خفه مى كند و انسان مى ميرد؟

مرگ يعنى انتقال از جهان جسمانى و عالم مادى به عالم برزخ ‏(۱)

اما اينكه در لحظه مرگ حضرت عزرائيل براى قبض روح حاضر می‏شود، امر مسلمى نيست. بلكه ظاهر قرآنى خلاف آن است. زيرا در قرآن چهار دسته آيات است كه به مرگ اشاره دارد:

دسته اول آياتى كه مرگ را مستقيما به خدا نسبت مى‏دهند: «الله يتوفى الانفس حين موتها خدا جان را در زمانه مدت آن مى‏گيرد»،(۲)

دسته دوم آياتى كه مرگ را به حضرت عزرائيل ملك الموت نسبت مى‏دهد: «قل يتوفاكم ملك الموت الذى و كل بكم بگو جان شما را فرستند مرگ كه بر شما وكيل است، مى‏گيرد»،(۳)

دسته سوم آياتى كه مرگ را به فرستادگان الهى نسبت مى‏دهد: «توفّته رسلنا جان او را فرستادگان ما مى‏گيرد»،(۴)

دسته چهارم آياتى كه مرگ را به فرشتگان الهى نسبت می‏دهد: آيات ۲۸ و ۳۲ سوره نحل و ۹۷ سوره نساء.

دليل اين اختلاف نسبت‏ها اين است كه مراتب و اسباب مرگ مختلف است. ملائكه (يا همان فرستادگان الهى) علت نزديكتر و سبب قريب مرگ هستند كه مأمور از طرف ملك‏الموت هستند. و حضرت عزرائيل ما فوق آنها و فرمانده آنهاست كه او نيز، مستقيما از خدا دستور مى‏گيرد و به ملائكه دستور مى‏دهد. خلاصه اينكه فرمانده اصلى خداست و فرمانده ميانى حضرت عزرائيل و اقدام كننده ملائكه هستند،(۵)

 

نگاه قرآن به سایر کتاب‌های آسمانی چگونه است؟

کتاب‌های آسمانی,نگاه قرآن به کتابهای آسمانی,قرآن
 قرآن کریم به عنوان آخرین کتاب آسمانی که بر پیامبر اسلام(ص) نازل شد

برخی از پیامبران به ویژه پیامبران اولوالعزم و پیامبرانی که دین بخصوص خود را داشته اند دارای کتاب بوده‌اند که در قرآن به آن‌ها اشاره شده‌است.

نگاه قرآن به کتاب‌های آسمانی پیشین

پیامبران اولولعزم و کتابهای آنها عبارتند از:
– کتاب صحف از حضرت نوح (ع)
– کتاب صحیفه از حضرت ابراهیم (ع)
– کتاب تورات از حضرت موسی (ع) که به معنای شریعت است و شامل اسفار خمسه- سفر پیدایش- سفر خروج- سفر لاویان- سفر اعداد- سفر تثنیه است.
– کتاب انجیل از حضرت عیسی (ع) که به معنای بشارت است و شامل بر چهار انجیل یعنی متی- مرقس- یوحنا و لوقا می‌باشد.

– کتاب قرآن از حضرت محمد (ص) که به معنای خواندن و مرکب از ۱۱۴سوره است.

رابطه قرآن با کتاب‌های قبل از آن چیست؟
قرآن کریم به عنوان آخرین کتاب آسمانی که بر پیامبر اسلام(ص) نازل شد که تکمیل کننده شرایع پیشین است، و بدیهی است که کتاب‌های آسمانی قبل از خود را – مانند تورات، انجیل، صحف ابراهیم، زبور داوود – تأیید می‌کند، و تعالیم راستین آنها را نور و هدایتی از جانب خدا می‌داند. البته نه آن قسمت از آنها که مورد تحریف قرار گرفته است.

در این‌جا به برخی از این آیات اشاره می‌شود:
1. و هنگامى که به آنها گفته شود به آنچه خداوند نازل فرموده، ایمان آورید، می‌گویند: ما به چیزى ایمان می‌آوریم که بر خود ما نازل شده است. و به غیر آن، کافر می‌شوند، در حالی‌که حق است و آیاتى را که بر آنها نازل شده، تصدیق می‌کند.[1]

2. و این کتابى است که ما آن‌را نازل کردیم، کتابى است پُربرکت، که آنچه را پیش از آن آمده، تصدیق می‌کند.

3. و به دنبال آنها (پیامبران پیشین‏)، عیسى بن مریم را فرستادیم، در حالی‌که کتاب تورات را که پیش از او فرستاده شده بود تصدیق داشت. و انجیل را به او دادیم که در آن، هدایت و نور بود و [این کتاب آسمانى نیز] تورات را که قبل از آن بود، تصدیق می‌کرد و هدایت و موعظه‌اى براى پرهیزگاران بود.[3]

4. از نگاه قرآن ایمان به پیامبران الهی و کتاب‌های آنان از شرایط ایمان اعلام شده است:
پیامبر، به آنچه از سوى پروردگارش بر او نازل شده، ایمان آورده است. و همه مؤمنان [نیز]، به خدا، فرشتگان او و کتاب‌ها و فرستادگانش، ایمان آورده‌اند [و می‌گویند] ما در میان هیچ‌یک از پیامبران او، فرق نمی‌گذاریم [و به همه ایمان داریم].[4]

قرآن کریم با همه این تأییدات، اما تصریح می‌کند که کتاب‌های موجود سرشار از تحریف‌هایی است که از سوی معاندان، یا عالمان منحرف و فاسد بر پیکره آنها وارد شده و تعالیم آنها را مسموم ساخته است:
پس واى بر آنها که نوشته‌‏اى با دست خود می‌نویسند، سپس می‌گویند: این، از طرف خدا است، تا آن‌را به بهاى کمى بفروشند. پس واى بر آنها از آنچه با دست خود نوشتند و واى بر آنان از آنچه از این راه به دست می‌آورند.[5]

 

قلمرو دین و انتظار حداقلی و حداکثری از دین

به طور کلّی، دیدگاه های مختلف در باب قلمرو دین را می‌توان به دو دیدگاه عمده تقسیم کرد: 1. دیدگاه حدّاقلی؛ 2. دیدگاه حدّاکثری.

در این حوزه هم عالمان مسلمان و هم دانشمندان غیر مسلمان اظهار نظر کرده‌اند.

نظریه دین حدّاقلی، امروزه میان روشنفکران و نواندیشان دینی رواج دارد. اینان با محصور کردن دین در سعادت آخرتی، منکر دخالت و حضور دین در عرصه اجتماع و امور سیاسی هستند در واقع گستره دین، در امور اجتماعی، سیاسی، اخلاقی و فقهی به حداقل تحویل داده شده، و شرع در این موارد حداقل لازم را به ما آموخته است. در واقع، «بینش اقلّی»، خود را در امور آخرتی محدود و منحصر کرده و در امور دنیایی هم به حداقل لازم، بسنده کرده است و بدین طریق، دین را سکولاریزه کرده، به جدایی دین از سیاست (یا دین و دنیا) قائل هستند.[5]

تلقی دکتر سروش از دخالت دین در عرصه های گوناگون نخست حداقلی و بعد بالعرض است؛ یعنی «خداوند اولاً و بالذات دین را برای کارهای این جهانی و سامان دادن به معیشت درمانده ما در این جهان فرو نفرستاده است. تعلیمات دینی علی الاصول برای حیات اخروی جهت گیری شده اند؛ یعنی برای تنظیم معیشت و سعادت اخروی هستند.»[6] درنتیجه تمام آموزه های دینی اولا و بالذات برای آباد ساختن آخرت ما بیان شده و هدف دیگری از جمله توصیه های بهداشتی ، روانی ، نیازهای اقتصادی ، فرهنگی و… ندارد. [7]

در مقابل گروهی از متالهان مسیحی، وحی را جانشین همه معارف بشری اعم از علوم تجربی ، اخلاقی و مابعدالطبیعی می‌دانستند و بر این باور بودند که خداوند هرآنچه نیاز بشر بوده است را در کتاب مقدس آورده است. این گروه که قلمرو حداکثری برای دین قائل شدند معتقدند که باید صرفا شریعت را آموخت و نیاز به فراگیری هیچ چیز دیگر حتی فلسفه نیست .[8]

در این بین دیدگاهی که در مقابل دیدگاه آخرت گرا [9]و دنیاگرا قرار دارد، دیدگاه جامع نگر است. دیدگاه جامع نگر در تفسیر جهت‌گیری دعوت انبیا بر این باور است که تعالیم پیامبران، همه شئون حیات بشر، اعم از زندگی دنیوی و اخروی را شامل است و پیامبر اسلام (ص) به دلیل خاتمیت، پیامی جامع و کامل برای بشر آورده است. تصویر غالب دانشمندان جامع نگر، از جامع و کامل بودن پیام رسول گرامی اسلام (ص) این است که خداوند نه حداقل، بلکه حداکثر آنچه را که مورد حاجت بشر است بر وی ارزانی داشته است، بنابراین دین اسلام به همه نیازهای آدمی پاسخگوست و هر کس با هر حاجتی به دین روی آورد، بی نصیب نخواهد بود.

برخی از متکلمان متأخر و متفکران معاصری همچون امام خمینی، علامه طباطبایی و… از کسانی اند که به دیدگاه جامع نگر قایل هستند.

استاد مطهری نیز از نظریه دین حدّاکثری دفاع کرده و از همگرایی و همسویی دین و دنیا سخن گفته و دیدگاهی جامع نگرانه در این باب اتخاذ کرده است.[10]