حکم شرعی دیدن فیلم مبتذل

 

حکم شرعی دیدن فیلم مبتذل,احکام شرعی دیدن فیلم های مبتذلحکم شرعی دیدن فیلم های مستهجن و غیراخلاقی

 

امروزه با گسترش شبکه مجازی و دسترسی آسان به اینترنت شاهده رواج سیل بزرگی از سایت‌ها و کانا‌های غیر اخلاقی و مستهجن هستیم و گاهی افراد از سر کنجکاوی وارد این فضاها میشوند و بعد پشیمان از این رفتارشان و جویای نظرات مراجع در خصوص حکم شرعی دیدن تصاویر و فیلم‌های مستهجن میشوند. برای دیدن پاسخ سوالتان با ما همراه باشید.

حکم شرعی دیدن فیلم های غیر اخلاقی و مبتذل:

مشاهده تصاویر و فیلم های غیراخلاقی در صورتی که موجب تحریک شده و شهوت انگیز باشند، طبق نظر همه فقها و علمای دینی حرام است، آیا می توان این فیلم ها را به قصد یادگیری اعمال زفاف نگاه کرد؟ اگر دیدن فیلم های مبتذل هیچ اثر سوئی بر فرد نداشته باشد چطور؟ دیدن فیلم هایی با تصاویر زنان و مردان عریان یا نیمه عریان همراه با همسر مجاز است یا خیر؟ این ها پاره ای از سؤالاتی هستند که ممکن است در خصوص حکم شرعی تماشای فیلم های مبتذل و غیراخلاقی برای بسیاری از افراد ایجاد شود و ما در این گزارش بر اساس احکام و استفتائات مراجع عظام تقلید به آنها پاسخ می دهیم.

نگاه حرام در شرع اسلام:
نگاه حرام در شرع مقدس عبارت است از: نگاه مرد به بدن زن نامحرم (به جز صورت و دست ها تا مچ)؛ خواه با قصد لذت و شهوت باشد یا بدون آن. همچنین نگاه به صورت و دست ها اگر با قصد شهوت یا ترس افتادن به حرام باشد. همچنین نگاه زن به مرد نامحرم (به جز صورت، گردن و دست ها و مقداری از پا)؛ خواه با قصد باشد یا بدون آن و نیز به مواضع یاد شده، اگر با قصد شهوت یا ترس افتادن به حرام باشد.

 

سوال و جواب هایی در مورد احکام شرعی دیدن فیلم های مبتذل و غیراخلاقی:
سؤال: نگاه‌کردن به تصویر زن نامحرم و بدون پوشش چه حکمی دارد؟
آیت‌الله خامنه‌ای: گاه‌کردن به تصوير زن نامحرم، حکم نگاه‌کردن به خود زن نامحرم را ندارد، بنا بر اين اگر نگاه از روى لذّت نبوده و خوف افتادن به گناه نباشد و تصوير هم متعلّق به زن مسلمانى که بيننده آن را مى‏ شناسد نباشد، اشکال ندارد و بنا بر احتياط واجب نبايد به تصوير زن نامحرم که به‌طور مستقيم از تلويزيون پخش مى‏شود، نگاه کرد ولى در پخش غيرمستقيم تلويزيونى اگر ريبه و خوف افتادن به گناه نباشد، نگاه‌کردن اشکال ندارد.

سؤال: آیا دیدن فیلمهای شهوت‏انگیز برای فرد متأهل جایز است؟
آیت‌الله خامنه‌ای: اگر ديدن آنها به قصد تحريک شهوت باشد و يا موجب تحريک آن شود، جايز نيست.

سؤال :آیا برای زن و شوهر دیدن فیلمهای ویدئویی جنسی در خانه، جایز است؟
آیت‌الله خامنه‌ای: برانگيختن شهوت توسط فيلمهاى ويدئويى جنسى جايز نيست.
آیت‌الله مکارم شیرازی: جائز نیست و غالبا آثار نامطلوبی در آینده بر زندگی مشترک آنها می گذارد.

سؤال :آیا نگاه به فیلم روابط جنسی حرام است؟
آیت‌الله مکارم شیرازی: آری، نگاه به فیلم‌های مبتذل و مفسده‌دار حرام است. این کار نوعی اشاعه فحشاء است که در قرآن از آن نهی شده است.
آیت‌الله بهجت:  چون موجب تهييج شهوت مى‌شود، جايز نيست.

سؤال :دیدن فیلمهایی که راه صحیح نزدیکی با زن باردار را آموزش می دهند، برای مردان متأهل، با توجه به اینکه باعث به حرام افتادن آنان نمیشود، چه حکمی دارد؟
آیت‌الله خامنه‌ای: ديدن اين فيلم‏ها که هميشه بانگاه شهوت برانگيز همراه است، جايز نيست.
آیت الله سیستانی: نگاه کردن به نقاشی های مبتذل به منظور یادگیری نحوه جماع با همسر و تنوعات در مقاربت های جنسی برای مردی که ازدواج کرده است و می خواهد تنوعی در جماع با همسرش در زمینه مقاربت جنسی داشته باشد حتی اگر بدون شهوت باشد بنابر احتیاط واجب جایز نیست.
آیت الله بهجت: دیدن فیلم روابط جنسی که بدن زنان هرزه عریان است، چون موجب تهییج شهوت مى‌شود، جایز نیست

سؤال: نظر به بخش هاى مستهجن و وقيح فيلم‌ها براى كسى كه آن ها را سانسور و اصلاح مى‌كند، چه حكمى دارد؟
آیت الله خامنه‌ای: دیدن فیلمها اگر به منظور اصلاح فیلم و حذف تصاویر فاسد و گمراه‏کننده آنها باشد اشکال ندارد به شرط اینکه کسى که اقدام به این کار مى‏کند مصون از افتادن به حرام باشد.
آیت الله بهجت: سانسور كردن ضرورت نيست، چون مى  توانند اصلاً آن را پخش نكنند.

سؤال: دیدن فیلم مستهجن به تجویز پزشک چه حکمی دارد؟
آیت‌الله مکارم شیرازی: در صورتیکه به تجویز پزشک حاذق متدین تنها راه درمان باشد به مقدار ضرورت مانعی ندارد.

دیدگاه های روانشناسان غربی در مورد دین

ویلیام جیمز

 


جيمز يك روان شناس، فيلسوف و هنرمند مهم آمريكايى در اوايل قرن بيستم بود. او، مانند وبر، از (همدلى) و يا به عبارت ديگر (درون نگرى پديدارشناختى) (phenomenological introspection) براى بررسى و شناخت پديده هاى دينى استفاده كرد (Perry، ۱۹۳۵). هدف او يافتن قوانين روان شناختى حاكم بر رابطه دين و روان بود، و به عنوان يك عمل گرا به دنبال آن بود كه كاربرد و ارزش عملى دين براى روان و شخصيت انسان را به اثبات برساند.
به خصوص، جيمز در صدد بود كه آيا دين مى تواند احساس روحانى و معنويت ايجاد كند و در دست يابى به آرمان هاى انسانى مفيد واقع شود (Wulff، ۱۹۹۱) و در نهايت به اين نتيجه رسيد: على رغم نامعقول و سخيف بودن نظريه ها و اعتقادات دينى، وجود دين به طور كلى مهم ترين عامل در زندگى انسان است (Henry James، ۱۹۲۰).

استانلی هال

 


روان شناس پيش گام امريكايى، استانلى هال (Stanley Hall، ۱۹۰۴) به بررسى نتيجه فيزيولوژيكى تجربه های دینی پرداخت.

کو

 


كو (Coe، ۱۹۱۶) به دنبال كاركرد دين براى ارتقاء بهزيستى اجتماعى بود و براى انجام آن استفاده از روش هاى تجربى را توصيه كرد. او با اثرپذيرى از داروین (Darwin، ۱۹۲۷) متقاعد شد كه مى توان روش تجربى را به منظور حل و فصل مسائل فكرى و مسائل معنوى به كار گرفت.
هال و كو پيشرو بسيارى از ديگر روان شناسان دين بودند كه دين را به آزمايشگاه بردند. واتسن (Watson) دستور العملى راجع به پژوهش تجربى در زمينه تعليم و تربيت دينى فراهم آورد. هيل (Hill، ۱۹۳۳) اثربخشى اشكال خاص عبادت را مطالعه كرد، در حالى كه پاركر و سنت جانز (Parker and St. Johns، ۱۹۵۷) تأثير آن چه را كه ( دعا درمانی ) (prayer therapy) مى ناميدند بر اختلالات نوروز (neurosis) و سايكوسماتيك (psychosomatic) مورد بررسى قرار دادند.

فرویدوروانشناسی دین

 


مهم تر از مطالعات اين روان شناسان دين، اظهارات نظريه پردازان شخصيت است كه سعى داشتند دين را در ارتباط با شخصيت انسانى بشناسند. هرچند ممكن است تجزيه و تحليل روانى (psychoanalysis) به عنوان يك شيوه درمان، محبوبيت گسترده و پايدارى نداشته باشد، اما اظهارات فرويد (۱۹۰۱) درباره دين، تأثير بسزايى نه تنها بر روان شناسى، بلكه بر كل فرهنگ غرب داشته است. در حالى كه دوركهايم دين را به يك واقعيت اجتماعى تنزل داد، فرويد آن را به يك واقعيت روان شناسى تنزل داده و آن را چيزى جز حالات درونى و روانى انسان كه به دنياى خارج فرافكنده شده اند، تلقى نكرد. فرويد اظهار داشت، به نظر مى رسد شكل گيرى يك دين، بر سركوب پاره اى از انگيزه هاى غريزى و چشم پوشى و انكار آنها مبتنى است(۱۹۵۷). فرويد نتيجه مى گيرد كه دين را مى توان به عنوان يك نوروز وسواس گونه همگانى (obsessional neurosis) در نظر گرفت. روان شناسان پس از فرويد ممكن است به اندازه او در مورد دين بدبين نباشند، ولى هيچ كدام به اندازه او با نفوذ نبوده اند.

ییونگ و روانشناسی دین

 


ييونگ (Jung، ۱۹۳۸) اظهار داشت روان شناسى اگر مى خواهد انسان را بشناسد لازم است دين را مورد ملاحظه قرار دهد، چون دين صرفاً يك پديده جامعه شناختى و تاريخى نيست، بلكه امرى است كه براى تعداد كثيرى از مردم اهميت شخصى بسيار زيادى دارد. يونگ (۱۹۳۲) براساس تجارب بالينى اش اظهار داشت: در بين تمام بيماران من كه نيمه دوم عمر خود را مى گذراندند، آنان كه به يك عقيده و نگرش دينى دست نيافته بودند، بهبود واقعى پيدا نكردند.۲

گوردن آلپورت و روانشناسی دین

 


گوردن آلپورت (Gordon Allport، ۱۹۶۸)، كه به عنوان پدر روان شناسی شخصيت شناخته شده است، با نظر استاد آلمانى خود، اسپرانگر (Spranger، ۱۹۲۵) درباره اهميت دين براى روان انسان موافق بود. از جمله مطالب بسيار مهمى كه آلپورت (۱۹۴۸) به آن اشاره مى كند، اين است كه ميل و گرايش دينى يك عامل مستقل و خودمختار در شخصيت انسان بوده، و تمام اجزاء ديگر شخصيت را در يك سيستم واحد كلى وحدت مى بخشد. او در بررسى شخصيت انسان متوجه شد كه كل زندگى انسان يك وابستگى اساسى به ايمان دارد. او هم چنين تلاش كرد تا روش هايى براى سنجش ارزش هاى دينى ابداع كند (Allport، Vernon، and Lindzey، ۱۹۷۰).
آلپورت (۱۹۶۶) هم چنين مفهوم جهت گيرى دينى درون گرايانه (intrinsic orientation) و برون گرايانه (extrinsic orientation) را مطرح كرد. جهت گيرى مذهبى برون گرايانه، سودمدار بوده و در خدمت علائق غير دينى فرد، مانند علائق اجتماعى و يا اقتصادى است. جهت گيرى مذهبى درون گرايانه، به تعبير آلپورت، كل زندگى را غرق در انگيزش و معنا مى كند و الهام بخش عبادت بوده، عبادتى كه هدف از آن قرب به پروردگار است نه برآورده ساختن اهداف ديگر زندگى(۱۹۶۱). از آن چه ذكر شد، حاصل مى گردد كه روان شناسان درباره نقش دين در روان انسان داراى ديدگاه ها و رويكردهاى مختلف و متفاوتى هستند، ولى همه در يك مطلب با هم اتفاق نظر دارند و آن اين كه دين را نمى توان به عنوان يك منبع حقيقت معتبر و ارزش مند، كه از طريق آن دانش مربوط به روان انسان استخراج شود، تلقى كرد. بلكه روان شناسى خود را بالاترين و كامل ترين منبع علم براى روان انسان دانسته و به اين لحاظ بود كه به خود اجازه داد، دين را مورد بررسى و ارزش يابى قرار دهد.

 

روان شناسی دین

دین و روان شناسی با اين كه ممكن است چنين به نظر آيد كه دو قلمرو متفاوت و جداى از هم مى باشند، ولى هم تاريخ طولانى مشترك با هم دارند و هم موضوعات و مسائلشان مشترك و واحداند. موضوع هر دوى آنها انسان بوده و هدف و غايت هر دو سلامت ، سعادت و فلاح و رستگاری انسان است (Van Leeowen، ۱۹۸۴). و هر دو براى رسيدن به اين فلاح و رستگارى دستورالعمل صادر كرده و تجويزاتى را توصيه مى كنند (Adams، ۱۹۷۶).

تاريخ دين، مطمئناً به اندازه خود بشر قدمت دارد; در حالى كه روان شناسى معاصر پديده نسبتاً جديدى است (Lundin، ۱۹۷۲). اين نوشتار، ريشه هاى روان شناسى را در دين، و ظهور آن را به عنوان يك رشته اصلى مجزاى از دين بررسى كرده و درباره رابطه مناسب بين اين دو، يعنى روان شناسى و دين به ويژه دين اسلام، پيشنهادهايى را مطرح مى كند.

رابطه دین و روانشناسی

 


روان شناسى از دين سرچشمه مى گيرد:
روان شناسى در جنبه هاى تجويزى از دين نشأت مى گيرد. دين از طريق تعاليم وحى الهى، بشر را در تمامى جنبه هاى زندگى روزمره هدايت مى كند. رفتارها و نگرش هايى را توصيه مى كند كه به سلامتى، سعادت و به كمال نهايى منجر خواهد شد. با توجه به مترادف (هم معنا) بودن سلامتى و نيكى (خير)، دين به انسان مى آموزد كه چگونه در تمامى جنبه هاى زندگى سلامتى داشته باشد. هم چنين، زندگى و عادت هاى شخصى، تعاملات ميان فردى، روابط خانوادگى و كسب و كار را به انسان تعليم مى دهد; خلاصه اين كه انسان چگونه زندگى كند و حتى چگونه بميرد.
البته، جنبه هاى تجويزى دين بر جنبه هاى توصيفى دين مبتنى هستند; به اين معنى كه بر شناخت كامل و بى نقص از روان و پويايى آن استوارند; به عبارت ديگر، براساس علم خالق به مخلوق مى باشند.
البته خود وحى در جاى خاصى، تعريف روشن و سيستماتيكى (مدوّن، منظّم و طبقه بندى شده) از روح و روان انسان ارائه نمى دهد، بلكه اين تعريف بايد به وسيله عالمان دين و متخصصين الهيات استخراج شود. سيماى انسان سالم و كامل را مى توان در وجود پيامبران و ذوات مقدس معصومين: و مقرّبين درگاه خداوند سبحانه و تعالى مشاهده كرد و از روش و سيره زندگى و گفتار آنان بهره برد.
با ملاحظه اين كه تكنيك، ابزارى براى رسيدن به اهداف مى باشد، لذا دين فاقد تكنيك است. البته دين شامل اعمال و مناسك خاصى است كه نبايد با تكنيك اشتباه شود. از جمله اين اعمال و مناسك مى توان نماز ، روزه ، حج و هر يك از اعمال عبادى ديگر را نام برد. وقتى هدف از انجام دادن اين اعمال قرب به پروردگار باشد، در قلمرو دين قرار گرفته و با ارزش هستند. از نظر دين اين اعمال و مناسك با اهداف مقدس خود (قرب به پروردگار) ارتباط لاينفك دارند، و به دليل همين ارتباط نمى توان از آنها براى اهداف ديگرى استفاده كرد و در نتيجه آنها را به عنوان تكنيك شناخت.

مذهب و سلامت جسمی

مذهب می تواند از طریق افزایش توانایی افراد در حفظ بهزیستی کلی، به ویژه در بین افراد مسن، در محافظت از سلامت جسمی افراد سهیم باشد.

(کونیگ، 1999؛ ویتمر و سویینی، 1992) مطالعه ای نشان می دهد خطر ابتلا به «آنفارکتوس میوکاردیال» (MI)(52) در آزمودنی هایی که خود را «غیر مذهبی» توصیف می کنند، به طور معناداری بیش از احتمال آن در آزمودنی هایی است که خود را «مذهبی» توصیف می نمایند.

و این عامل از عوامل دیگری که احتمال ایجاد این بیماری را باعث می شوند مستقل می باشد. (فریدلندر، کارک و استین، 1986) بررسی دیگری نشان می دهد که فقدان توانایی و آرامش منبعث از مذهب در افرادی که تحت عمل جرّاحی باز و اختیاری قلب قرار گرفته اند مرگ و میر را بیشتر می کند. (آکسمن، فریمن و منهیمر، 1995)

مذهب و بهداشت روانی

رابطه بین مذهبی بودن افراد و بهداشت روانی در جمعیت های گوناگون گزارش شده است. نتایج این مطالعات حاکی از آن است که میزان شرکت در کلیسا با افسردگی رابطه ای منفی (معکوس) دارد، به گونه ای که میزان افسردگی در بین کسانی که به کلیسا می روند، تقریبا نصف میزان آن در افرادی است که به کلیسا نمی روند. کونیک، هایز، جرج و بلازر، 1997) وودز (Woods,T)، آنتونی (Antoni,M)، ایرونسون (Ironson,G) و کلینگ (Kling,D، 1991 أ، 1999 ب) گزارش می کنند که استفاده زیاد از مذهب به عنوان یک سازوکار برای کنار آمدن، در دو نمونه مجزّا از افراد مبتلا به بیماری HIV منجر به بروز نشانگان(44) کمتری از افسردگی و اضطراب گردید. مطالعه دیگری (میکلی، کارسون، و سوکن، 1995این نظریه را مطرح می کند که مذهب می تواند تأثیری مثبت (مثل ترغیب افراد به همبستگی اجتماعی،(45) کمک به ایجاد معنا در زندگی) یا منفی (پروراندن احساس گناه یا شرمساری بیش از حد در ذهن، به کاربردن مذهب به عنوان یک راه فرار از مواجه شدن با مشکلات زندگی) بر سلامت روانی داشته باشد.

این پژوهش همچنین گزارش داد که افراد برخوردار از دین داری درونی سطح بالا، افسردگی و اضطراب کمتری دارند و کمتر در جست وجوی توجه نارسای کنش ورانه هستند.(46) این افراد همچنین سطوح بالایی از قوی بودن من،(47) همدلی و رفتار اجتماعی انسجام یافته(48) را به نمایش می گذارند. پین (Payne,I)، برگین (Bergin,A)، بیلما (Bielma,R) و جنکینز (Jenkins,P، 1991) در بررسی خود درباره مذهب و بهداشت روانی، تأثیرات مثبت دیندار بودن بر بهداشت روان را از لحاظ ارتباط آن با متغیّرهای خانواده،(49) حرمت خود، سازگاری شخصی،(50) و رفتار اجتماعی، گزارش کردند

. به علاوه، گارتنر (Gartner,I)، لارسون (Larson,D) و آلن (Allen, G، 1991) مشخص کردند که سطوح پایین دیندار بودن اغلب با اختلافات مربوط به کنترل نکردن تکانه ها(51) رابطه دارند.

مذهب و بهزیستی روانی

مطالعات آزمایشی انجام شده به منظور تعیین نوع بهزیستی روانی در طول حیات هر فرد، پیوسته از مذهب به عنوان یک ویژگی ضروری برای سلامت مطلوب نام برده اندفرانکل و هویت، 1994؛ ویلکوک و همکاران، 1999؛ ویتر و سویین، 1992؛ آیل (Ayele, H)، مولیگان (Mulligan, T)، جورجیو (Gheorghiu,s) و ریس اورتیز (Reyes – Ortiz, c، 1999) گزارش کردند که در بررسی شان درباره 155 مرد، فعالیت مذهبی درونی(41) (مثل دعا، خواندن کتاب مقدّس) به طور معناداری با رضایت از زندگی، رابطه مثبت دارد. رابطه مثبت بین مذهب و بهزیستی روانی عمومی در طول پیوستار پیر شدن انسان آشکار است. هولت (Holt,M) و جنکینز (Jenkins,m) (1992) بر اهمیت مذهب برای افراد مسن تأکید کردند و بر این امور اصرار ورزیدند که لازم است پیری شناسان(42) نشان دهند که آگاهیِ بیشتر از مذهب، عامل مهم در بهبود سلامتی است. مطالعات دیگر به این نتیجه رسیده اند که اعتقادات و رفتارهای سنّتی یهودی مسیحی احتمالاً با بهزیستی در زندگی آینده رابطه دارند (بوربانک، 1992؛ کونیگ، 1991؛ 1993؛ لوین و کاترز، 1998) پژوهشی (جانسون، 1995) اهمیت خوب پا به سن گذاشتن را از طریق مطالعه اهمیت مذهب در زندگی افراد مسن مورد بررسی قرار داد و به این نتیجه قطعی رسید که مذهب در زمانی که امید انسان از همه جا قطع شده است به افراد مسن امید می دهد.

نظریه های روان شناختی درباره دین

تا به امروز، تعداد کمی از نظریه های روان شناسی دین به خوبی بسط و توسعه یافته اند. بیشتر کار فروید و نیز برخی از نوشته های یونگ، فروم، مازلو، پرویسر (Pruyser, P.W) و آلپورت ماهیت نظری دارند. ظاهرا نویسندگان متأخّر، پیش از بسط نظریه های معاصر، منتظر رسیدن تحقیقات بیشتر هستند.

به عنوان یک مثال از مطالعات روان شناختی راجع به دین، توجه به موضوع «نوگرایی دینی»(34) می تواند مفید واقع شود. ویلیام جیمز، نوگرایی دینی را فرایندی می داند که می تواند به طور تدریجی یا دفعی صورت گیرد و طی آن یک «خود» دو پاره و آگاهانه خطاکار، فرومایه و اندوهگین، به دلیل تسلط پیشین فرد بر حقایق دینی، به صورت یکپارچه، و آگاهانه درستکار، عزیز، و خشنود درمی آید.

نویسنده بعدی، لئون سالزمن (Leon Salsman)، این نظریه را مطرح کرد که نوگرایی دینی می تواند برای بعضی از افراد «پیش رونده(35) و بالنده»(36) و برای برخی دیگر، «پس رونده و آسیب روانی» باشد. برخی از نویسندگان انواع مختلف نوگرایی دینی، علل متفاوت نوگرایی دینی (مانند فشار اجتماعی، واکنش در مقابل ترس، تمایل به پذیرفته شدن از سوی خدا و معتقدان، تمایل به رهایی از احساس گناه و نیز یافتن معنا برای زندگی خود) و نتایج مثبت و منفی نوگرایی دینی را توصیف کرده اند. توصیف بحث برانگیز ویلیام سارگانت (William Sargant)از فنون تشویق مذهبی (در کتاب نبرد به خاطر عقیده(37)به مطالعات بعدی راجع به «بی برنامگی» و دیگر شیوه هایی منجر شد که مردم را به دست کشیدن از گروه های مذهبی و کنار گذاشتن عقاید دینی تشویق می کنند. تأثیرات نوگرایی دینی و نیز ارزیابی تفاوت های فردی در نحوه پذیرفتن، رد کردن و تحت تأثیر قرار گرفتن از سوی عوامل مذهبی، مورد مطالعه و بررسی قرار می گیرند.

«روان شناسی دین» مورد علاقه خالصانه روان شناسان و نیز ملحدان و لاادری یان می باشد. در حوزه ای که به تازگی مجددا مورد علاقه مجدّد قرار گرفته، پیش بینی گرایش آینده آن کار مشکلی است. موضوعاتی از قبیل تجربه دینی، نیازها و فروض تشکیل دهنده زیربنای باورها و رفتارهای دینی، تأثیر اجتماعی سازمان های اجتماعی، جنبش های دینی دارای گرایش سیاسی و مفاهیم دینی مربوط به مشاوره، احتمالاً مورد توجه قرار خواهند گرفت. به موازات بسط و توسعه این رشته، احتمالاً پژوهش های تجربی بیشتری جایگزین برخی از گرایش های کنونی به مشاهدات غیرحضوری خواهند گردید.

 خاستگاه های روان شناختی دین

دین یک پدیده گسترده (به این معنا که فرهنگ های بی شماری را در برمی گیرد و افراد را در هر سن، وضعیت اجتماعی اقتصادی و سطح تحصیلی تحت تأثیر قرار می دهد)، بسیار بادوام و تأثیرگذار است. به گفته فروید، دین با انسان های اولیه ای آغاز می شود که با احساس گناه و تکانه های جنسی در چالش بودندروان شناسان متأخّر تحقیق راجع به خاستگاه های تاریخی دین را کنار گذاشته و در عوض، بر یافتن ریشه های روانی خاستگاه و تداوم دین در انسان های عصر جدید متمرکز شده اند. برخی از این ریشه ها عبارتند از: تأثیرات اجتماعی(19) (مانند تجارب دوران کودکی انسان، تماس با افراد مذهبی، واکنش به قدرت تلقین)، ارضای نیازها(20) (این دیدگاه که دین به معتقدان کمک می کند تا اموری از قبیل امنیت، معنا در زندگی و مرگ، وجهی برای حرمت خود،(21) قدرت برای اوقات تنیدگی زا و بحرانی، و هدفی برای زندگی بیابند)، تأثیر طبیعت (که منجر به این باور می شود که خدا زیبایی و نظم را آفریده است) و بنیان های کلامی(22) (این اعتقاد که همه مردم احتمالاً توسط نیروهای مافوق طبیعی، به سوی ماوراءالطبیعه سوق داده می شوند.)

ر مورد روانشناسی دینی مذهبی در دین مبین اسلام بسیار صحبت شده است و بر استفاده از دین در زمینه های مختلف زندگی صحبت و به آن توصیه شده است. دین و مذهب در كیفیت زندگی انسان بسیار مفید و موثر است. اساسا دین و مذهب برای افزایش دادن كیفیت زندگی انسان در همه ابعاد آن توسط خداوند به انسان ارائه شده اند. روانشناسی دینی مذهبی در معنای اصلی خود موجب بالندگی و رشد انسان در همه ابعاد میشود و دارای ظرفیت زیادی برای رشد دادن انسان و راهنمایی كردن او است. دین میتواند موجب موفقیت مالی و مادی و معنوی و جسمی افراد شود. بر اساس روانشناسی دینی مذهبی  بدلیل اینكه بسیاری از افراد دارای دانش دینی كافی برای درك دین و استفاده درست از دین نمی باشند، اصطلاحی بنام سلامت دینی و مذهبی برای انسان تعریف میشود. از دیدگاه روانشناسی دینی مذهبی سلامت دینی یعنی آموختن دانش دینی مطابق تعالیم بزرگان و امامان و پیامبران در تمام جنبه های عملی زندگی. از نظر روانشناسی دینی مذهبی، آنچه به عنوان بیماری دینی و عدم تعادل دینی برای انسان تعریف میشود لزوما منجر به جدایی دین از دیگر جنبه ها مانند اجتماعی و سیاسی و شخصی میشود. سلامت دینی موجب بروز آرامش و هماهنگی و ایجاد ریتمی آرام اما قدرتمند در زندگی انسان میشود بگونه ای كه در عین حال كه موجب تعالی مادی انسان میشود موجب كاهش تمایل انسان به گناهان میشود. نداشتن سلامت دینی و روانشناسی دینی مذهبی ،بسیار مخرب تر از بی دینی است. مركز مشاوره روانشناسی هنر زندگی با برخورداری از مشاوران مذهبی-روانشناسی قادر به همراهی شما در مسیر روانشناسی دینی مذهبی دینداری عملی و كاربردی است.

چرا دین و مذهب بسیار مهم است و مشاوره روانشناسی دینی مذهبی یعنی چه؟

در روانشناسی دینی مذهبی ، دین و مذهب در صورتی كه به معنی دین عملی با رویكرد آسان سازی و سلامت جسم و روان برای فرد و اجتماع باشد، دارای فرامینی است كه میتوان آنها را بكار بست و موجب رشد او شد. ولی مطابق نظر برخی از روانشناسان مانند ویلیام جیمز، افراد با اعتقادات مذهبی به كوچكترین اعتقادات مذهبی خود وابستگی زیادی دارند. از اینرو در روانشناسی دینی مذهبی ،همین وابستگی ها موجب ایجاد نوعی تعصب و ناهنجاری روانی در افراد میشود كه نشان از این دارد كه افراد بدرستی به بطن دین دست پیدا نكرده اند و بجای عمل به فرامین مفید آن درگیر ظواهر آن شده و محل صدمات زیادی برای خود و دیگران میشوند. اما مازلو از سوی دیگر بیان میدارد كه افراد مذهبی بیشتر به تعالی می رسند و این با متن و باطن دین هماهنگی دارد. در واقع در روانشناسی دینی مذهبی ، متن دین و معنی درست آن موجب سلامت و رهایی انسان از تعلقات از هر نوع آن میشود ولی عدم سلامت دینی در موجب ایجاد و خلق برخی بت ها و خدایان در نفس و ضمیر انسان میشود كه توان انسان را در خدمت حمایت و حفاظت از این رب النوع ها هدر میكند و مطابق نظر روانشناسی دینی مذهبی، این هدر رفتن توان از رشد معنوی و مادی و جسمی او جلوگیری میكند. اریكسون مذهب را موجب تعالی در زندگی میداند كه زندگی مارتین لوتر كینگ و ماهاتما گاندی از مصادیق زندگی دینی موفق بدون تكیه بر تعصبات دینی بوده اند. بر این اساس روانشناسی دینی مذهبی میگوید، درك پوسته ای از دین موجب ایجاد تعصبی میشود كه سلامت دینی را از بین میبرد و سلامت روان را به خطر می اندازد. روانشناسی دینی مذهبی با تكیه بر قلب دین و آنچه از عادات كاربردی در آن وجود دارد و تصفیه سازی معانی ظاهری و خرافه، با استفاده از معنی روانشناسی سعی در تامین سلامت روان و ایجاد بالندگی در باورهای دینی افراد دارد. روانشناس مذهبی یك كارشناس با دانش بسیار بالا در زمینه مذهب از یكسو و دانش روانشناسی تربیتی و كاربردی و روانشناسی دینی مذهبی می باشد تا بتواند شما را از باورهای مخرب ناشی از عدم سلامت دینی جدا كند و به شما یك درك كاربردی از دین را ببخشد. ما در كشورمان شاهد یك درك بسیار سطحی و پوسته ای در برخی خانوادهای ایرانی هستیم كه محلی برای عدم سلامت دینی در ایشان گردیده و موجب غافل ماندن از نیازهای اساسی و طبیعی انسانی در انسان شده است. از اینرو براساس روانشناسی دینی مذهبی، عدم سلامت دینی در كشور ما موجب بروز برخی عادات روانی و بیماری هایی شده است كه درمان آن توسط مشاور و كارشناس مذهبی و روانشناسی میسر است. روانشناس دینی و مذهبی فردی با تجارب و دانش بسیار بالا در زمینه دین و ارتباط آن با سلامت روان است. از اینرو عدم استفاده از روانشناسی دینی مذهبی و سختگیری مذهبی در تمام مذاهب و دینها موجب از بین رفتن ارزش دین میشود و در همه جا مضموم است. برخی مشخصات عدم سلامت دینی و مذهبی به شرح زیر است

  • وسواس به انجام مراتب دینی به شكل بیش از حد بسیار موشكافانه
  • شك و تردید دائمی و زیاد نسبت به آداب و رسوم مذهبی مانند وضو گرفتن و نماز خواندن
  • رعایت نكردن اصول اخلاقی در مراودات معمول روزمره مانند دروغ گفتن و خیانت كردن و …
  • وجود ترس زیاد در مردم برای امر به معروف و نهی از منكر
  • عدم انتقاد پذیری در مقابل سوالات و شبهات در مورد اصول بنیادین دینی افراد
  • عدم رعایت كاربردی فرامین و دستورات دینی برای بهبود كیفیت زندگی شخصی و اجتماعی

روانشناسی دینی

در مورد روانشناسی دینی مذهبی در دین مبین اسلام بسیار صحبت شده است و بر استفاده از دین در زمینه های مختلف زندگی صحبت و به آن توصیه شده است. دین و مذهب در كیفیت زندگی انسان بسیار مفید و موثر است. اساسا دین و مذهب برای افزایش دادن كیفیت زندگی انسان در همه ابعاد آن توسط خداوند به انسان ارائه شده اند. روانشناسی دینی مذهبی در معنای اصلی خود موجب بالندگی و رشد انسان در همه ابعاد میشود و دارای ظرفیت زیادی برای رشد دادن انسان و راهنمایی كردن او است. دین میتواند موجب موفقیت مالی و مادی و معنوی و جسمی افراد شود. بر اساس روانشناسی دینی مذهبی بدلیل اینكه بسیاری از افراد دارای دانش دینی كافی برای درك دین و استفاده درست از دین نمی باشند، اصطلاحی بنام سلامت دینی و مذهبی برای انسان تعریف میشود. از دیدگاه روانشناسی دینی مذهبی سلامت دینی یعنی آموختن دانش دینی مطابق تعالیم بزرگان و امامان و پیامبران در تمام جنبه های عملی زندگی. از نظر روانشناسی دینی مذهبی، آنچه به عنوان بیماری دینی و عدم تعادل دینی برای انسان تعریف میشود لزوما منجر به جدایی دین از دیگر جنبه ها مانند اجتماعی و سیاسی و شخصی میشود. سلامت دینی موجب بروز آرامش و هماهنگی و ایجاد ریتمی آرام اما قدرتمند در زندگی انسان میشود بگونه ای كه در عین حال كه موجب تعالی مادی انسان میشود موجب كاهش تمایل انسان به گناهان میشود. نداشتن سلامت دینی و روانشناسی دینی مذهبی ،بسیار مخرب تر از بی دینی است. مركز مشاوره روانشناسی هنر زندگی با برخورداری از مشاوران مذهبی-روانشناسی قادر به همراهی شما در مسیر روانشناسی دینی مذهبی دینداری عملی و كاربردی است.

روانشناسی دینی

روانشناسی دینی

چرا دین و مذهب بسیار مهم است و مشاوره روانشناسی دینی مذهبی یعنی چه؟

در روانشناسی دینی مذهبی ، دین و مذهب در صورتی كه به معنی دین عملی با رویكرد آسان سازی و سلامت جسم و روان برای فرد و اجتماع باشد، دارای فرامینی است كه میتوان آنها را بكار بست و موجب رشد او شد. ولی مطابق نظر برخی از روانشناسان مانند ویلیام جیمز، افراد با اعتقادات مذهبی به كوچكترین اعتقادات مذهبی خود وابستگی زیادی دارند. از اینرو در روانشناسی دینی مذهبی ،همین وابستگی ها موجب ایجاد نوعی تعصب و ناهنجاری روانی در افراد میشود كه نشان از این دارد كه افراد بدرستی به بطن دین دست پیدا نكرده اند و بجای عمل به فرامین مفید آن درگیر ظواهر آن شده و محل صدمات زیادی برای خود و دیگران میشوند. اما مازلو از سوی دیگر بیان میدارد كه افراد مذهبی بیشتر به تعالی می رسند و این با متن و باطن دین هماهنگی دارد. در واقع در روانشناسی دینی مذهبی ، متن دین و معنی درست آن موجب سلامت و رهایی انسان از تعلقات از هر نوع آن میشود ولی عدم سلامت دینی در موجب ایجاد و خلق برخی بت ها و خدایان در نفس و ضمیر انسان میشود كه توان انسان را در خدمت حمایت و حفاظت از این رب النوع ها هدر میكند و مطابق نظر روانشناسی دینی مذهبی، این هدر رفتن توان از رشد معنوی و مادی و جسمی او جلوگیری میكند. اریكسون مذهب را موجب تعالی در زندگی میداند كه زندگی مارتین لوتر كینگ و ماهاتما گاندی از مصادیق زندگی دینی موفق بدون تكیه بر تعصبات دینی بوده اند. بر این اساس روانشناسی دینی مذهبی میگوید، درك پوسته ای از دین موجب ایجاد تعصبی میشود كه سلامت دینی را از بین میبرد و سلامت روان را به خطر می اندازد. روانشناسی دینی مذهبی با تكیه بر قلب دین و آنچه از عادات كاربردی در آن وجود دارد و تصفیه سازی معانی ظاهری و خرافه، با استفاده از معنی روانشناسی سعی در تامین سلامت روان و ایجاد بالندگی در باورهای دینی افراد دارد. روانشناس مذهبی یك كارشناس با دانش بسیار بالا در زمینه مذهب از یكسو و دانش روانشناسی تربیتی و كاربردی و روانشناسی دینی مذهبی می باشد تا بتواند شما را از باورهای مخرب ناشی از عدم سلامت دینی جدا كند و به شما یك درك كاربردی از دین را ببخشد. ما در كشورمان شاهد یك درك بسیار سطحی و پوسته ای در برخی خانوادهای ایرانی هستیم كه محلی برای عدم سلامت دینی در ایشان گردیده و موجب غافل ماندن از نیازهای اساسی و طبیعی انسانی در انسان شده است. از اینرو براساس روانشناسی دینی مذهبی، عدم سلامت دینی در كشور ما موجب بروز برخی عادات روانی و بیماری هایی شده است كه درمان آن توسط مشاور و كارشناس مذهبی و روانشناسی میسر است. روانشناس دینی و مذهبی فردی با تجارب و دانش بسیار بالا در زمینه دین و ارتباط آن با سلامت روان است. از اینرو عدم استفاده از روانشناسی دینی مذهبی و سختگیری مذهبی در تمام مذاهب و دینها موجب از بین رفتن ارزش دین میشود و در همه جا مضموم است. برخی مشخصات عدم سلامت دینی و مذهبی به شرح زیر است

وسواس به انجام مراتب دینی به شكل بیش از حد بسیار موشكافانه
شك و تردید دائمی و زیاد نسبت به آداب و رسوم مذهبی مانند وضو گرفتن و نماز خواندن
رعایت نكردن اصول اخلاقی در مراودات معمول روزمره مانند دروغ گفتن و خیانت كردن و …
وجود ترس زیاد در مردم برای امر به معروف و نهی از منكر
عدم انتقاد پذیری در مقابل سوالات و شبهات در مورد اصول بنیادین دینی افراد
عدم رعایت كاربردی فرامین و دستورات دینی برای بهبود كیفیت زندگی شخصی و اجتماعی